تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
721 - 45967 - ( 7 ) در دعائم الاسلام آمده است : « مردى را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند و گفتند كه او زرهى را سرقت كرده و شاهدان نيز شهادت دادند . آن مرد اميرالمؤمنين عليه السلام را دربارهء شاهدان سوگند مىداد . . . » آن‌گاه دعائم الاسلام چيزى را نزديك به همان كه در روايت پيش آمد ، به اختصار ذكر كرده است . 722 - 45968 - ( 8 ) اميرالمؤمنين عليه السلام اجراى حدود را به دست شاهدان مىسپرد . 723 - 45969 - ( 9 ) در فقه الرضا عليه السلام آمده است : « اولين كسانى كه شروع به سنگسار كردن مرد و زن زناكار مىكنند ، شاهدان هستند ؛ همان‌ها كه عليه آن دو شهادت داده‌اند يا امام » . 724 - 45970 - ( 10 ) در كتاب مقنع شيخ صدوق رحمه الله آمده است : « و شاهدان سنگسار كردن را آغاز مىكنند » . 725 - 45971 - ( 11 ) اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « امام ، شايسته‌ترين فردى است كه سنگسار كردن را آغاز مىكند » . 726 - 45972 - ( 12 ) صاحب معارج گفته است : « در ميان كتاب‌هاى قديمى ، نامه‌اى يافته‌ام كه مرد باديه‌نشين عراق به امام داد . مسائلى بود كه يكى از آنها چنين است : چهار نفر عليه يك مرد محصن ، شهادت به زنا دادند . امام به آنان دستور داد تا وى را سنگسار كنند . يكى از شاهدان وى را سنگسار كرد ولى سه نفر ديگر نكردند و عده‌اى ديگر از مردم ، با آن يك نفر همراه شدند ، ولى آن يك نفر هم از شهادت خود دست كشيد و ديگر سنگسار نكرد ؛ در حالى كه آن مرد هنوز زنده بود . آن‌گاه آن مرد ، مُرد و سه شاهد ديگر هم پس از مرگ وى ، از شهادت خويش دست كشيدند . حضرت فرمود : ديهء آن مرد به عهدهء شاهدى است كه او را سنگسار كرده و نيز كسانى كه با آن شاهد همراهى كرده‌اند و البته تعيين افرادى كه همراهى كرده‌اند ، در اختيار شاهدى است كه سنگسار كرده است » .

ارجاعات

در روايات باب پيشين و نيز در روايات باب آينده ، روايتى است كه بر مفاد اين باب دلالت دارد .

مىآيد :

در روايت يكم از باب بيست و نهم ، اين گفته كه : « از امام پرسيدم : چه كسى آن زن را با اين كه شوهرش او را به نزد امام نمىبرد و خواستار اجراى حدّ دربارهء وى نمىشود ، سنگسار مىكند يا حدّ بر وى جارى مىسازد ؟ حضرت فرمود : حدّ همچنان براى خدا در بدن آن زن هست ، تا آن كه كسى به آن قيام كند يا آن زن خدا را در حالى ملاقات كند كه از وى خشمگين است » و در باب چهلم ،