تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
را نمىشناسد - پرسيد : اى كنيز خدا ، تو را از چه پاك سازم ؟ آن زن عرض كرد : من زنا داده‌ام ؛ مرا پاك ساز . حضرت فرمود : آيا آن زمان كه چنين كارى كردى ، شوهر داشتى ؟ آن زن عرض كرد : آرى . حضرت فرمود : شوهرت حاضر بود يا غايب ؟ آن زن عرض كرد : شوهرم حاضر بود . حضرت فرمود : برو و فرزندت را شيرده ؛ دو سال كامل آن گونه كه دستور خداست . راوى گويد : زن بازگشت و چون به جايى رسيد كه سخن اميرالمؤمنين عليه السلام را نمىشنيد ، حضرت فرمود : خدايا ، اين دو شهادت و چون دو سال گذشت ، زن آمد و عرض كرد : اى اميرالمؤمنين ، دو سال به اين بچه شير داده‌ام ؛ هم اكنون مرا پاك ساز . حضرت - به گونه‌اى كه گويا آن زن را نمىشناسد - از وى پرسيد : تو را از چه پاك سازم ؟ آن زن عرض كرد : اى اميرالمؤمنين ، من زنا داده‌ام ؛ مرا پاك ساز . حضرت فرمود : آن زمان كه چنين كردى ، شوهر داشتى ؟ آن زن عرض كرد : آرى . حضرت فرمود : آيا شوهرت آن زمان كه چنين كردى ، غايب بود يا حاضر ؟ زن عرض كرد : وى حاضر بود . حضرت فرمود : برو و از فرزندت سرپرستى كن تا آن زمان كه فرزند ، درك خورد و خوراك پيدا كند و از پشت بام نيفتد و در چاه سقوط نكند . آن زن در حالى كه مىگريست ، بازگشت . چون زن رفت و ديگر سخن امام را نمىشنيد ، حضرت فرمود : خدايا ، اين سه شهادت . عمرو بن حريث در بين راه با اين زن روبه رو شد . از وى پرسيد : چرا گريه مىكنى ؟ آن زن گفت : من به خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام رسيده و از وى درخواست كرده‌ام كه مرا پاك سازد [ اما ] ايشان به من فرموده است : از فرزندت سرپرستى كن تا زمانى كه عقل خورد و خوراك پيدا كند و از پشت بام نيفتد و در چاهى سقوط نكند و من مىترسم كه مرگم فرا رسد و حضرت ، مرا پاك نساخته باشد . عمرو بن حريث به آن زن گفت : نزد حضرت بازگرد ؛ من عهده‌دار سرپرستى فرزند مىشوم . آن زن بازگشت و گفتهء عمرو بن حريث را براى اميرالمؤمنين عليه السلام بازگفت . اميرالمؤمنين عليه السلام - به گونه‌اى كه گويا نمىداند - از آن زن پرسيد : چرا عمرو بن حريث فرزند تو را سرپرستى مىكند ؟ آن زن عرض كرد : اى اميرالمؤمنين ، زنا داده‌ام ؛ مرا پاك ساز .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 501 | السيد البروجردي / اسماعيل تبار / حسينى / حسينيان قمى