640 - 45886 - ( 22 ) احمدبن محمّد ابى نصر گويد : « از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : ابوحنيفه به امام صادق عليه السلام گفت : شما به يك شاهد و سوگند اكتفا مىكنيد ؟ حضرت فرمود : آرى . رسول خدا صلى الله عليه و آله بدان حكم كرده و اميرالمؤمنين عليه السلام در ميان شما بدان [ شاهد و سوگند ] حكم داده است . ابوحنيفه تعجب كرد !
امام صادق عليه السلام فرمود : از اين عجيبتر اين است كه شما با يك شاهد دربارهء صد شاهد حكم مىكنيد و به شهادت آنان ، با گفتهء يك شاهد اكتفا مىكنيد ! ابوحنيفه به حضرت گفت : ما نمىكنيم .
حضرت فرمود : بله شما يك مرد را مىفرستيد ، او دربارهء صد شاهد تحقيق مىكند و شما بر اساس گفتهء آن يك نفر شهادت آنان را با اين كه او يك فرد است ، جايز مىدانيد . »
641 - 45887 - ( 23 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « اگر اختيار با ما بود ، ما شهادت يك مرد را در صورتى كه خوبى او معلوم بود ، با سوگند طرف در خصوص حقوق مردم جايز مىدانستيم ولى دربارهء حقوق خدا يا رؤيت هلال ماه ، نه . »
شيخ طوسى قدس سره در كتاب استبصار گويد : « اين روايت را ما باز بر اين حمل مىكنيم كه حضرت بر پايهء يك شاهد و سوگند در خصوص حقوق مردم كه همان دَيْن [ بدهى ] باشد ، حكم مىداد نه حقوق ديگرى غير از دَيْن [ بدهى ] و اين به دليل بيانى است كه در روايات پيشين آمده است . »
642 - 45888 - ( 24 ) حمّاد بن عثمان گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد دَيْن [ بدهى ] شهادت يك مرد و سوگند مدّعى را جايز مىدانست . »
643 - 45889 - ( 25 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام خيانت ابن هرمه را دريافت . او مسؤول بازار اهواز بود . حضرت به رفاعه نوشت : « چون نامهام را خواندى ، ابن هرمه را از بازار بر كنار كن و در برابر ديدگان مردم او را بازداشت و زندانىاش كن و جارچى ، ماجراى او را باز گويد و به كارگزارانت نامه بنويس و نظر مرا دربارهء وى به آنان اعلام كن و در اين باره غفلت و تفريط تو را نگيرد كه نزد خدا هلاك مىشوى و تو را به بدترين شكل عزل خواهم كرد و تو را از اين كار در پناه خدا قرار مىدهم و چون روز جمعه شود ، او را از زندان بيرون كش و سى و پنج تازيانه به او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه ابن هرمه شاهدى آورد ، او را علاوه بر داشتن يك شاهد سوگند بده و از درآمد ابن هرمه ،
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 477
مساهمون: السيد البروجردي
ص٤٧٧