تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
378 - 45624 - ( 2 ) معاويةبن وهب گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : مرد در خانهء خويش است ، سپس سى سال از خانه‌اش دور مىشود و عيال خويش را در آن مىگذارد . سپس خبر مرگ او براى ما مىآيد و ما نمىدانيم كه او دربارهء خانه‌اش چه كرده و نمىدانيم چند فرزند دارد ! فقط اين است كه ما نمىدانيم او در خانه‌اش كارى كرده باشد يا فرزندى برايش پديد آمده باشد و اين خانه ميان وارثانى كه در خانه بوده‌اند تقسيم نمىگردد تا اين كه دو شاهد عادل شهادت مىدهند كه اين خانه ، خانهء فلانى ، پسر فلانى است كه مرده و خانه را ميان فلان و فلان به ارث گذاشته است . آيا ما بر اين معنى شهادت دهيم ؟ حضرت فرمود : آرى . پرسيدم : مرد ، غلام و كنيز دارد و مىگويد كه غلامم فرار كرد و كنيزم فرار كرد . پس از آن ، در شهر پيدا مىشود . قاضى او را مكلّف مىسازد كه بيّنه بياورد كه اين غلام فلانى است و آن را نفروخته و نبخشيده است . آيا اگر ما را مكلّف به آن سازند و ما ندانيم كه او كارى كرده باشد ، بر اين شهادت دهيم ؟ حضرت فرمود : هر چه از دست مرد مسلمان غايب گردد ، غلام او يا كنيز او يا از تو غايب باشد ، بر آن شهادت مده . » 379 - 45625 - ( 3 ) معاويةبن وهب گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : مرد ، غلام و كنيز دارد و اين را مىدانيم . پس از آن مىگويد غلامم يا كنيزم فرار كرد . قاضيان او را مكلّف مىسازند كه دو شاهد بياورد كه اين غلام يا كنيز اوست و آنها را نفروخته و نبخشيده است . آيا اگر ما را بدان مكلّف سازند ، بر اين معنى شهادت دهيم ؟ حضرت فرمود : آرى . »