و اگر آنان كه كنيز را خريدارى كردهاند سه نفر باشند و با كنيز جدا جدا آميزش كنند ، بعد از آن كه اولى خريد و با او آميزش كرد ، دوّمى او را بخرد و با او آميزش كند و پس از آن سومى بخرد و با او آميزش كند و همهء اينها در يك پاكى [ طهر ] قرار گيرد و اين كنيز فرزند بياورد ، حقّ آن است كه فرزند به آن كس كه كنيز [ هماكنون ] در نزد اوست ، ملحق گردد ، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : فرزند براى بستر است و براى زناكار سنگ است .
اين در موردى است كه با تحقيق و بررسى ، قضيّه روشن نگردد و در آن جز تسليم شدن نيست . »
200 - 45446 - ( 9 ) منصور بن حازم گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه در پاسخ به پرسشى كه بعضى از يارانمان دربارهء مسألهاى از امام عليه السلام كردند ، فرمود : اين با قرعه روشن مىشود . سپس حضرت افزود : و كدام حكمى عادلانهتر از قرعه است اگر كار به خداوند عز و جل واگذار گردد ؟ آيا خداوند عز و جل نمىفرمايد كه : و با آنها قرعه افكند . ( قرعه به نام او افتاد ) مغلوب شد . »
201 - 45447 - ( 10 ) جميل گويد : « طيّار به زراره گويد : تو دربارهء قرعه چه مىگويى ؛ آيا حقّ نيست ؟ زراره گفت :
بله ، قرعه حقّ است . طيّار گفت : آيا روايت نكردهاند كه ( از قرعه ) سهم حقّ دار بيرون مىآيد ؟ زراره گفت : آرى . طيّار گفت : پس بيا تا من و تو ادّعاى چيزى را كنيم ، پس از آن بر آن قرعه كشيم و ببينيم كه آيا چنين است ؟ زراره به او گفت : تنها روايت اينگونه آمده كه گروهى نيستند كه كارشان را به خدا واگذارند و پس از آن قرعه كشند مگر اين كه سهم حقّ دار بيرون مىآيد و امّا به شكل آزمايشى ، قرعه براى آزمايش نيست .
طيّار گفت : نظر تو چيست اگر هر دو مدّعى باشند و هر دو چيزى را كه براىشان نيست ، ادّعا كنند ؟ از كجا سهم يكى از اين دو بيرون مىآيد ؟
زراره گويد : در صورتى كه چنين باشد ، همراه قرعه يك سهم آزاد گذاشته مىشود و اگر اين دو ادّعاى چيزى را كنند كه براىشان نيست ، آن سهم آزاد بيرون مىآيد . »
202 - 45448 - ( 11 ) عبدالرحيم گويد : « از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : پيوسته اميرالمؤمنين عليه السلام اگر براى او چيزى پيش مىآمد كه قرآن دربارهاش نيامده و سنّت نيز دربارهاش نيامده بود ، حضرت در آن مورد رجم مىكرد ؛ يعنى قرعه مىانداخت و به واقع مىرسيد . سپس حضرت فرمود : اى عبدالرحيم ، اين از مشكلات است . »
203 - 45449 - ( 12 ) زيد بن ارقم گويد : « سه نفر را كه با كنيزى در يك طهر آميزش كرده بودند و كنيز فرزندى آورده بود و هر كدام ادّعا داشتند كه فرزند از آن اوست ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند .
اميرالمؤمنين عليه السلام به يك نفرشان فرمود : از اين فرزند به دلخواه مىگذرى تا براى اين يكى باشد ؟
او گفت : نه . به ديگرى فرمود : آيا تو دلت مىخواهد كه اين فرزند براى اين يكى باشد ؟ او گفت : نه .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: السيد البروجردي
ص٢٠٩