190 - 45436 - ( 18 ) اگر مردى عليه مردى ادّعاى زمين يا حيوان يا غير آن كند و بر آن ، بيّنه اقامه سازد و آن كس كه مورد دعوى در دست وى است ، دو شاهد بياورد و شاهدان در عدالت برابر باشند ، حكم در آن اين است كه آن چيز از دست مالكش بيرون رود و به مدّعى سپرده شود ؛ زيرا بيّنه بر مدّعى است . ولى اگر ملك در دست كسى نيست و دو طرف درگير در مورد ملك با هم ادّعا كنند ، پس هر كس كه دو شاهد بر آن اقامه كنند ، او سزاوارتر به آن است و اگر هر كدام از آن دو ، دو شاهد اقامه كنند ، در اين صورت سزاوارترين اين دو مدّعى همان است كه شاهدانش تعديل شوند [ عادل باشند ، محكوم به عدالت باشند ] و اگر شاهدان در عدالت برابرند ، پس آن كه شاهدان بيشترى دارد ، او به خدا سوگند ياد مىكند و آن چيز به او تحويل داده مىشود . » ( اين چنين پدرم در رسالهاى كه براى من نوشته ، ذكر كرده است ؛ مقنع ) .
191 - 45437 - ( 19 ) از جابر روايت شده كه دو نفر دربارهء چهارپا يا شترى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله نزاع كردند و هر كدام از آن دو ، بيّنه اقامه كرد كه او اين چهارپا يا شتر را به دنيا آورده است . پس از آن ، رسول خدا صلى الله عليه و آله حكم داد كه اين حيوان براى كسى است كه در دست اوست .
ارجاعات
گذشت
بنگريد به باب ششم از ابواب مقدّمات ؛ چرا كه در آن روايتى است كه از آن تقديم گفتهء عادلتر بر عادل و راستگوتر بر راستگو و با ورعتر بر با ورع و معتمدتر بر معتمد ، استفاده مىشود ؛ مانند روايت يكم و دوم و پنجم و ششم .
مىآيد :
در باب بعدى و پايان آن ، چيزى كه دلالت دارد بر اين كه قرعه در هر مجهولى با عدالتترين حكم است ؛ ملاحظه كنيد .
باب 31 حكم قرعه
و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را ( براى قرعهكشى ) به آب مىافكندند تا كدام يك كفالت و سرپرستى مريم را عهدهدار شوند و ( نيز ) به هنگامى كه ( دانشمندان بنىاسرائيل براى كسب افتخار سرپرستى او ) با هم كشمكش داشتند ، حضور نداشتى ( و همهء آنها از راه وحى به تو گفته شد ) .
« 1 » و با آنها قرعه افكند و ( قرعه به نام او افتاد ) مغلوب شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . آل عمران 3 / 44 .
( 2 ) . صافات 37 / 141 .