پس مىنشستند و حضرت آن دو را حاضر مىكرد و به آن گروه مىگفت : آيا اين دو ، اين گونهاند ؟ آنان مىگفتند : آرى و چون اين نزد حضرت ثابت مىشد ، از شاهدها پردهدرى نمىكرد و عيب آنان نمىگفت و آنان را توبيخ نمىكرد ولى اطراف درگير را به سازش دعوت مىكرد و همچنان اصرار مىكرد تا آن كه با هم سازش كنند تا آن كه شاهدان رسوا نشوند و بر آنان پردهپوشى مىكرد و حضرت با رأفت ، رحمت و عطوفت و بر امّت خويش مهربان بود و اگر شاهدان از مردان پايين دست و غريبان بودند و شناخته نبودند ، قبيله نداشتند ، بازار و خانه نداشتند ، حضرت به مدّعىعليه توجّه مىكرد و مىگفت : تو دربارهء اين دو چه مىگويى ؟ اگر مىگفت كه من جز خوبى نمىدانم و تنها اين دو در شهادت عليه من اشتباه كردهاند ، شهادت آن دو را عليه او تنفيذ مىكرد . ولى اگر آن دو را مذمّت مىكرد و عيبشان مىگفت ، حضرت ميان دو خصم سازش برقرار مىكرد و مدّعىعليه را سوگند مىداد و نزاع ميانشان را پايان مىبخشيد . »
143 - 45389 - ( 2 ) يونس بن عبدالرحمان از برخى مردان خويش روايت كرده كه گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء بيّنهاى كه بر حقّ اقامه شده است ، پرسيدم كه : آيا قاضى مىتواند طبق گفتهء بيّنه ، حكم بدون تحقيق دهد ، در صورتى كه آنان را خوب نمىشناسد ؟ حضرت فرمود : پنج چيز است كه مردم بايد در آن چيزها به ظاهر حكم عمل كنند : ولايات ، ازدواج ، ارث برىها ، ذبيحهها و شهادات ، بنابراين اگر ظاهر مرد ظاهر امينى باشد ، شهادتش نافذ است و از باطن او تحقيق نمىگردد . »
ارجاعات
مىآيد :
در روايت دوّم از باب هجدهم از ابواب شهادات ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اگر برده عادل باشد ، شهادتش جايز است . »
و در روايت سوّم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « شهادت برده اگر عادل باشد ، عيبى ندارد . »