تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
82 - 45328 - ( 9 ) امام باقر عليه السلام بيان داشت : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آن زمان كه دو نفر براى قضاوت نزد تو مىآيند ، به نفع اولى حكم مكن تا از ديگرى هم بشنوى ؛ چرا كه اگر تو چنين كنى ، دادرسى و حكم برايت روشن نمىشود . » متن همين روايت در من لا يحضره الفقيه : « از اميرالمؤمنين على عليه السلام روايت شده است كه بيان داشت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ( و مانند روايت قبلى را ذكر كرده و افزوده است ) . على عليه السلام فرمود : پيوسته پس از رعايت اين توصيه ، قضاوت مىكنم و پيامبر در حق اميرالمؤمنين فرمود : خداوندا ، قضاء را به او بفهمان . » 83 - 45329 - ( 10 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام بيان داشت : « پيامبر صلى الله عليه و آله چون مرا به سوى يمن فرستاد ، فرمود : هر زمان كه براى قضاوت نزد تو آمدند ، به نفع يكى از دو طرف نزاع - پيش از آن كه از ديگرى هم بشنوى - حكم مده . حضرت فرمود : پس از اين سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله ، ديگر من در خصوص قضاوت شك و ترديد نداشتم . » 84 - 45330 - ( 11 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله نهى كردند كه قاضى پيش از آن كه گفتهء دو طرف نزاع را بشنود ، سخن بگويد . منظورشان اين است كه به اعلام حكم ، لب بگشايد . 85 - 45331 - ( 12 ) پيامبر صلى الله عليه و آله زمانى كه اميرالمؤمنين على عليه السلام را براى خواندن سورهء برائت فرستاد ، اميرالمؤمنين عليه السلام بيان داشت : « اى پيامبر خدا ، من بليغ و سخنران نيستم . حضرت رسول فرمود : چاره‌اى نيست كه اين سوره را من يا تو ببريم . اميرالمؤمنين گفت : اگر چاره‌اى نيست ( قطعى است ) من مىروم . حضرت رسول فرمود : خداوند زبانت را استوار و دلت را هدايت مىكند . سپس دستش را بر دهانش گذاشت و فرمود : برو و سوره را بر مردم بخوان و فرمود : مردم به‌زودى براى قضاوت نزد تو مىآيند . چون دو طرف نزاع نزد تو آمدند ، به نفع يكى حكم مده تا به سخن ديگرى هم گوش دهى ؛ چرا كه اين شايسته‌تر است به اين كه حق را بدانى . » 86 - 45332 - ( 13 ) ابوالصلت هروى در حديثى به ما خبر داد : « . . . ( تا آنجا كه گويد ) : داوود عليه السلام نسبت به كسى كه عليه او ادّعا شده بود ، شتاب كرد و گفت : او با درخواست يك ميش تو براى افزودن آن به ميش‌هايش بر تو ستم كرده است و از مدعى دو شاهد بر ادّعايش نخواست و به آن كس كه عليه او ادّعا شده بود ، توجّهى نكرد كه بگويد تو چه مىگويى و اين اشتباه دستور حكم بود ، نه آنچه شما بدان باور كرده‌ايد . آيا نمىشنوى كه خداوند عز و جل مىفرمايد : اى داوود ، ما تو را خليفه ( و نمايندهء خود ) در زمين قرار داديم . پس در ميان مردم به‌حق قضاوت كن و از هواى نفس پيروى مكن . . . »