1981 - 47230 - ( 6 ) ابوهارون عبدى گويد : « امام صادق عليه السلام به بعضى از غلامان خود در مورد كارى كه انجام شده بود ، فرمود : اگر دست كشى و نكنى [ كه خوب ] ؛ و گرنه آن گونه كه خر را مىزنند ، تو را مىزنم .
ابوهارون عبدى گويد : فدايت شوم ! زدن الاغ چيست ؟ حضرت فرمود : حضرت نوح عليه السلام چون از هر جفتى دو تا در كشتى آورد ، آمد سراغ الاغ . ولى الاغ از ورود به كشتى امتناع كرد . حضرت نوح عليه السلام تركهء درخت خرمايى را برداشت و با آن يك بار به الاغ زد و به او گفت : عبسا شاطانا ؛ يعنى اى شيطان ! وارد شو . »
1982 - 47231 - ( 7 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر گاه كسى از شما خدمتكار خود را مىزند و او ياد خدا مىكند ، از او دست بكشيد . »
ارجاعات
گذشت :
در روايت يكم از باب بيست و پنج از ابواب آغاز مشاعر حجّ ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « زدن خدمتكار بدون گناه ، همان الحاد است . » و در روايت سوم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « هر ظلمى در آن الحاد است ؛ حتى اگر خدمتكارت را از روى ظلم بزنى . مىترسم كه اين هم الحاد باشد و به همين جهت فقيهان سكنى گزيدن در مكه را خوش نداشتند . » و در روايت چهارم ، فرمودهء پيامبر صلى الله عليه و آله كه : « هر ظلمى در مكه الحاد است ؛ حتى دشنام دادن به خدمتكار . » و در روايت يكم از باب بيست و ششم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « پيوسته امام باقر عليه السلام خيمهاش را در مرز حرم بر پا مىكرد ؛ به گونهاى كه بعضى از طنابهاى خيمه در حرم و بعضى در حلّ بود و اگر مىخواست كه برخى از خدمتكارانش را ادب كند ، او را از حرم بيرون مىبرد و در حلّ ادب مىكرد . » و در روايات باب چهارم از ابواب احكام عمومى حدود ، مناسب اين باب ؛ مراجعه كنيد .
باب - 18 حكم كسى كه ديگرى را هُل دهد و او بيفتد و خسارت ببيند
1983 - 47232 - ( 1 ) زرين گويد : « من در دستشويى كوفه وضو مىگرفتم كه ناگهان مردى آمد و كفشش را گذاشت و شلاقش را نيز بر بالاى آن . سپس نزديك شد و با من وضو گرفت . من او را هُل دادم ، او روى دو دستش افتاد . برخاست و وضو گرفت و چون از وضو فارغ شد ، سه بار با شلاق بر سرم زد . سپس فرمود : مبادا كه هُل بدهى و بشكنى كه بايد خسارت بدهى ! پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند :
اميرالمؤمنين عليه السلام . من رفتم كه از ايشان معذرت خواهى كنم ، حضرت رفت و به من توجهى نكرد . »