تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1107

مساهمون:

ص١١٠٧

باب 9 - حكم غاليان و فرقهء قَدَريه

1935 - 47184 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « گروهى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمدند و گفتند : سلام بر تو اى پروردگار ما ! حضرت از آنان خواست تا توبه كنند ولى توبه نكردند . حضرت چاله‌اى براى آنان كَند و آتشى در آن افروخت و در كنار آن چاله ، چاله‌اى ديگر آماده كرد و اين دو را به هم راه داد و چون توبه نكردند ، آنان را در چاله‌اى انداخت و در چالهء ديگر آتشى روشن ساخت تا همه مردند . » 1936 - 47185 - ( 2 ) امام صادق و امام باقر عليه السلام فرمودند : « اميرالمؤمنين عليه السلام چون از بصريان فارغ شد ، هفتاد مرد از زطّ « 1 » خدمت امام رسيدند . به امام سلام دادند و با زبان خودشان با امام سخن گفتند و امام هم با زبان ايشان جواب‌شان را دادند . پس از آن امام به آنان فرمود : من آن گونه كه شما گفتيد ، نيستم . من بندهء خدا و مخلوق هستم ولى آنان نپذيرفتند و گفتند : تو همانى . حضرت به آنان فرمود : اگر دست نكشيد و از آنچه دربارهء من گفتيد برنگرديد و به سوى خداوند عز و جل توبه نكنيد ، قطعا شما را مىكشم . آنان از اين كه بر گردند و توبه كنند ، امتناع ورزيدند . حضرت دستور داد تا چاه‌هايى براى آنها كَنده شود . چاه‌ها كنده شد و به هم راه داده شد . پس از آن حضرت آنان را در آن چاه‌ها افكند و سر چاه‌ها را پوشاند و در يكى از آن چاه‌ها كه كسى در آن نبود ، شعلهء آتش افروخته شد . دود آتش در آن چاه‌ها به آنان رسيد و مردند . » 1937 - 47186 - ( 3 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « اميرالمؤمنين على عليه السلام چون از اهل بصره فارغ شد ، هفتاد مرد زطّى نزد ايشان آمدند و به امام سلام دادند و به زبان خود با امام سخن گفتند . پس از آن امام به آنها فرمود : من آن گونه كه شما گفتيد ، نيستم . من بنده و مخلوق خدايم . امام باقر عليه السلام فرمود : آنان از امام على عليه السلام نپذيرفتند و گفتند : ( خداوند آنان را لعنت كند ) نه ، تو ، همانى . حضرت به آنان فرمود : اگر از گفتهء خويش برنگرديد و به سوى خداوند عز و جل توبه نكنيد ، قطعا شما را مىكشم . امام باقر عليه السلام فرمود : آنان از امام على عليه السلام نپذيرفتند كه توبه كنند و برگردند . امام باقر عليه السلام فرمود : حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام دستور داد كه چاه‌هايى براى آنان كَنده شود . چاه‌ها كَنده ، برخى به برخى راه داده شد . پس از آن ، حضرت اينان را در آن چاه‌ها افكند و سر چاه‌ها را پوشاند و در يك چاه از چاه‌هايى كه كسى در آن نبود ، آتشى افروخت . دود آتش در آن چاه‌ها به آنان رسيد و همه مردند . »
هامش
( 1 ) . زطّ : يك جنس از سودانىها و هندىها هستند .