شهرى به شهرى بود ، مثل اين بود كه از شهرى بيرون كردن و به شهرى ديگر درآوردن ، بهاندازهء كشتن و به دار آويختن و بريدن بود ولى اين تبعيد حدّى است كه به اندازهء بريدن اعضا و به دار آويختن است « 1 » . »
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب هشتاد و چهار از ابواب جهاد با دشمن ، به رواياتى كه بر اين مفاد دلالت دارد كه سارق ، محارب است مراجعه كنيد .
مىآيد :
در باب بيست و سه از ابواب قتل و قصاص و باب بيست و چهار ، مناسب اين باب .
باب 2 حكم مرتد فطرى
1793 - 47042 - ( 1 ) محمد بن مسلم گويد : « به امام باقر عليه السلام گفتم : نظر شما دربارهء كسى كه امامت شما را منكر است ، چگونه است ؟ حضرت فرمود : كسى كه امامى را كه از ناحيهء خداوند معين شده است ، انكار كند و از او و دينش بيزارى جويد ، او كافر و از اسلام برگشته است . چون امام از سوى خدا و دين او ، دين خداست و هر كس كه از دين خدا بيزارى جويد ، خونش در آن حال مباح است ؛ مگر اين كه بازگردد يا به سوى خداوند از گفتهاش توبه كند . »
1794 - 47043 - ( 2 ) عمار ساباطى گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : هر مسلمانى كه در ميان مسلمانان باشد و از اسلام برگردد و حضرت محمد صلى الله عليه و آله و نبوت او را انكار و تكذيب نمايد ، خون او براى هر كس كه اين انكار را از او بشنود ، مباح است و همسرش در همان روز [ ارتداد ] از او جدا مىشود ؛ لذا نبايد همسرش به او نزديك شود و اموالش بر ورثه تقسيم مىشود و همسرش عدّهء زنى را مىگيرد كه شوهرش مرده است و امام بايد اگر او را نزدش آوردند ، بكشد و توبهاش ندهد . »
هامش
( 1 ) - آيه اشاره مىكند كه تبعيدى كه در محارب است ، تبعيد ويژهاى است كه او را به دريا پرتاب مىكنند . امام مىگويد : اگر تبعيد معمولى بود ، در رديف كشتن ، به دار آويختن و بريدن دست و پا قرار نمىگرفت - م