باب 37 نخستين سارقانى كه در اسلام دستشان قطع شد
1761 - 47009 - ( 1 ) در روايت است كه : « نخستين كسى از مردان كه در اسلام دستش براى سرقت بريده شد ، جبار پسر عدى پسر نوفل پسر عبد مناف و از زنان ، مرّه دختر سفيان پسر عبدالاسد از بنى مخزوم است » .
باب 38 حكم سرقت در بنى اسرائيل
آنان گفتند : اگر دروغگو باشيد ، كيفرش چيست ؟
آنان گفتند : هر كس ( آن پيمانه ) در بار او پيدا شود ، خودش كيفر آن خواهد بود ( و به خاطر اين كار بردهء شما خواهد شد ) . ما اين گونه ستمگران را كيفر مىدهيم .
« 1 » 1762 - 47010 - ( 1 ) حسن بن على الوشّاء گويد : « از حضرت رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : در بنى اسرائيل حكم چنين بود كه اگر كسى چيزى را سرقت مىكرد ، در برابر آن برده مىشد . يوسف در كودكى نزد عمهاش بود و عمهاش او را دوست مىداشت و اسحاق [ پدر يعقوب ] كمربندى داشت كه آن را بر يعقوب بسته بود و آن كمربند نزد خواهر يعقوب بود و يعقوب خواست تا يوسف را از عمهاش بگيرد . عمه بدين جهت غمگين شد و به يعقوب گفت : يوسف را رها كن تا خودم او را سويت بفرستم . پس از آن ، يوسف را فرستاد و كمربند را در وسط كمر يوسف زير لباسهايش بست . يوسف چون نزد پدر آمد ، عمه هم آمد و گفت : كمربند سرقت شده است . آنگاه عمه ، يوسف را تفتيش كرد و ديد كه كمربند در ميان كمر يوسف است و روى همين جهت ، برادران يوسف آن زمان كه پيمانه را يوسف در ظرف برادرش گذاشت و به آنان گفت كه : كيفر كسى كه ما پيمانه را در بار او پيدا كنيم ، چيست ؟ آنان گفتند : كيفرش اجراى همان سنتى است كه در ميان آنان جارى است . پس از آن يوسف پيش از بار برادرش به كاوش بارهاى برادران پرداخت ، سپس آن را از بار برادرش بيرون آورد . « 2 » و روى همين جهت برادران يوسف گفتند : اگر او [ بنيامين ] دزدى مىكند ، برادرش نيز قبل از او دزدى كرد ؛ منظورشان كمربند بود . يوسف اين ناراحتى را در درون خود پنهان داشت و براى آنان آشكار نكرد « 3 » » .
1763 - 47011 - ( 2 ) حضرت رضا عليه السلام دربارهء فرمودهء خداوند كه : « اگر او [ بنيامين ] دزدى مىكند ، برادرش نيز قبل از او دزدى كرد . يوسف ( ناراحت شده ) اين ( ناراحتى ) را در درون خود پنهان داشت و براى آنها آشكار نكرد ، « 4 » فرمود : « اسحاق پيامبر عليه السلام كمربندى داشت كه به ارث در ميان انبيا دست به دست گشته بود .
اين كمربند نزد عمهء يوسف بود و يوسف نزد عمهاش بود و عمه ، يوسف را دوست مىداشت . يعقوب « 4 » )
هامش
( 1 ) . يوسف ، 12 / 74 - 75 .
( 2 ) . يوسف 12 / 76 .
( 3 ) و 4 . يوسف 12 / 77 .