بطور سرى به من آموخت .
سپس امير المؤمنين عليه السّلام رو به ما كرد و فرمود : از من سؤال كنيد قبل از آنكه مرا نيابيد .
قسم به آنكه دانه را شكافت و مردم را خلق كرد ، من به تورات از اهل تورات عالمترم ، و به انجيل از اهل انجيل عالمترم ، و به قرآن از اهل قرآن عالمترم .
قسم به آنكه دانه را شكافت و مردم را خلق كرد ، هيچ گروهى نيست تا روز قيامت كه به صد نفر برسد مگر آنكه من رهبر و راهنماى آنان را مىشناسم .
از من در بارهء قرآن سؤال كنيد . در قرآن بيان هر چيزى و علم اوّلين و آخرين است .
قرآن براى گويندهاى حرفى باقى نگذاشته است .
علم نزد امامان تا قيامت
( 1 ) فرمود : « تأويل قرآن را جز خداوند و فرو رفتگان در علم كسى نمىداند . آنان يك نفر نيستند . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از آنان است . خداوند به او آموخته و آن حضرت هم به من آموخته است ، و سپس در نسل ما تا روز قيامت خواهد بود » . بعد حضرت چنين قرائت فرمود :
«
بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ
» « 2 » « بقيّهاى از آنچه آل موسى و آل هارون بر جاى گذاشتند » . و من نسبت به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بمنزلهء هارون نسبت به موسى هستم ، و علم در نسل ما تا روزى كه قيامت بر پا شود خواهد بود « 3 » .
روايت با سند به سليم :
1 . تفسير فرات : ص 9 .
2 . تأويل الايات الظاهرة : ج 2 ص 555 ح 10 .
هامش
( 2 ) سورهء بقره : آيهء 248 .
( 3 ) در كتاب تأويل الآيات اين عبارت را اضافه دارد : سپس حضرت اين آيه را قرائت فرمود :وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ» يعنى : « آن را سخن باقى در نسل او قرار داد » . و سپس فرمود : پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نسل حضرت ابراهيم عليه السّلام است ، و ما اهل بيت نسل حضرت ابراهيم عليه السّلام و نسل حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله هستيم .