گفتار سليم در بارهء كتاب خود
سليم بن قيس هنگام تحويل كتابش به ابان بن ابى عياش به او چنين گفت : « نزد من نوشتههايى است كه از افراد مورد اطمينان شنيدهام و بدست خود نوشتهام . در آنها احاديثى است كه نمىخواهم براى مردم ( در اجتماع آن زمان ) ظاهر شود ، زيرا آن را انكار مىكنند و عجيب تلقّى مىنمايند ، در حالى كه حقّ است و از اهل حقّ و فقه و صدق و صلاح ، از امير المؤمنين عليه السّلام و سلمان و ابو ذر و مقداد گرفتهام . . » « 6 » .
بدين ترتيب ، در درجهء اوّل خود مؤلف اعلام داشته كه در تأليف اين كتاب دقت و اتقان لازم را به كار برده است .
متن سخنان علما در تأييد كتاب سليم
در اينجا آنچه از علما در تأييد كتاب رسيده به ترتيب تاريخ وفات ايشان ذكر مىكنيم :
1 . عمر بن ابى سلمه از علماى قرن اوّل مىگويد : « در اين كتاب هيچ حديثى نيست مگر آنكه آن را از على عليه السّلام و از سلمان و ابو ذر و مقداد شنيدهام » « 7 » .
2 . ابو الطفيل از علماى قرن اوّل مىگويد : « هر حديثى كه در اين كتاب است از على عليه السّلام و از سلمان و ابو ذر و مقداد شنيدهام » « 8 » .
3 . مسعودى از علماى قرن چهارم مىگويد : « اصل عقيدهء شيعهء دوازده امامى را سليم بن قيس هلالى در كتابش ذكر كرده است » « 9 » .
4 . ابن نديم از علماى قرن چهارم مىگويد : « اوّلين كتابى كه براى شيعه ظاهر شده همين كتاب سليم بن قيس مشهور است » « 10 » .
5 . شيخ نجاشى از علماى قرن پنجم مىگويد : « اكنون نام كسانى از سلف صالحمان را كه در تأليف تقدّم داشتهاند ذكر مىكنيم » ، و سپس در شمار طبقهء اوّل سليم و كتابش را نام مىبرد « 11 » .
هامش
( 6 ) به ص 194 همين كتاب مراجعه شود .
( 7 ) به ص 198 همين كتاب مراجعه شود .
( 8 ) به ص 198 همين كتاب مراجعه شود .
( 9 ) التنبيه و الاشراف : ص 198 .
( 10 ) فهرست ابن نديم : ص 275 .
( 11 ) رجال نجاشى : ص 6 .