نمود و سراغ من فرستاد . من در حالى كه شمشير به كمرم بسته بودم آمدم و به سويت حمله كردم تا تو را بكشم ، ولى خداوند عز و جل آيه نازل كرد كه :
فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا
« 24 » ، يعنى : « نسبت به آنان عجله مكن كه برايشان آماده كردهايم » .
لذا ابو بكر و عمر و مردم برگشتند .
5 نقشهء قتل امير المؤمنين عليه السّلام
توطئهء ابو بكر و عمر و خالد براى قتل امير المؤمنين عليه السّلام
( 1 ) ابن عبّاس مىگويد : آنان در بين خود نقشه كشيدند و مذاكره كردند و گفتند :
« تا اين مرد زنده است هيچ كار ما به درستى انجام نخواهد شد » ! ابو بكر گفت : براى قتل او چه كسى مناسب است ؟ عمر گفت : خالد بن وليد ! سراغ خالد فرستادند و گفتند : اى خالد ، نظرت در بارهء كارى كه مىخواهيم بر عهدهء تو بگذاريم چيست ؟ خالد گفت : هر چه مىخواهيد بر عهدهام بگذاريد . به خدا قسم اگر قتل پسر ابو طالب را بر عهدهام قرار دهيد انجام مىدهم . گفتند : به خدا قسم ، تصميمى غير از اين نداريم . گفت : من براى اين كار حاضرم .
ابو بكر گفت : وقتى به نماز صبح ايستاديم تو كنار على بايست در حالى كه شمشير همراهت باشد ، و وقتى سلام نماز را دادم گردن او را بزن ! گفت : باشد . و با اين تصميم از يك ديگر جدا شدند .
پشيمانى ابو بكر هنگام اجراى نقشهء قتل
( 2 ) ابو بكر در بارهء دستورى كه براى قتل على عليه السّلام داده بود به فكر فرو رفت و تشخيص
هامش
( 24 ) سورهء مريم : آيهء 84 .