كند ، و ضربتى كه مغزها را منشق كند و بينىها « 3 » و استخوانها در اثر آن جدا شود و مچ دستها از آن ساقط شود . و تا آنكه بر پيشانى آنان عمودهاى آهنين فرود آيد و ابروهايشان روى سينهها و چانهها و گلوهايشان پخش شود . كجايند اهل دين « 4 » ، طالبان اجر » ؟
حملهء محمد بن حنفيّة با گروهى بر لشكر معاويه
( 1 ) عدّهاى حدود چهار هزار نفر حركت كردند « 5 » . امير المؤمنين عليه السّلام محمد بن حنفيه را صدا زد و فرمود : « پسرم ، بسوى اين پرچم با آرامش و تأنّى حركت كن « 6 » ، و هنگامى كه نوك نيزهها را در سينههاى آنان قرار داديد دست نگه دار تا دستور من به تو برسد » . محمد بن حنفيّه هم اين دستور را اجرا كرد .
امير المؤمنين عليه السّلام مثل آن گروه را هم آماده كرد . وقتى محمّد به دشمن نزديك شد و نيزهها را در سينههاى آنان فرو برد حضرت به آنان كه آماده كرده بود دستور داد تا همراه آنان حمله كنند .
آنان بشدّت حمله كردند و محمّد و همراهانش رو در روى آنها مقاومت كردند تا آنها را از جاى خود بيرون كردند و اكثر آنان را كشتند .
روايت از كتاب سليم :
1 . بحار : ج 32 ص 613 .
روايت از غير سليم :
1 . كتاب صفّين : ص 391 .
2 . مروج الذهب : ج 2 ص 388 .
3 . تاريخ طبرى : ج 4 ص 31 .
4 . فتوح ابن اعثم : ج 3 ص 235 .
هامش
( 3 ) « ب » و « د » : كف دستها .
( 4 ) « ب » و « د » : اهل صبر .
( 5 ) « ب » و « د » : نزد حضرت جمع شدند .
( 6 ) « ب » : با آرامش و تحمّل .