آبرو ريزى من ، كسى كه در ميدان جنگ به مبارزه با على رود مفتضح نشده است « 12 » ، و اگر تو هم مىخواهى چنين اقدامى نسبت به او داشته باشى انجام بده ! معاويه سكوت كرد و سخنان آن دو بين اهل شام شايع شد .
روايت از كتاب سليم :
1 . بحار : ج 32 ص 609 ح 481 .
روايت از غير سليم :
1 . كتاب صفين : ص 477 - 470 .
2 . نهج البلاغه : ص 374 باب كتب شمارهء 17 .
3 . مروج الذهب مسعودى : ج 3 ص 13 .
4 . الامامة و السياسة : ص 117 .
5 . كنز الفوائد : ج 2 ص 201 .
6 . شرح نهج البلاغة ابن ميثم : ج 4 ص 389 .
7 . الاخبار الطوال : ص 188 .
8 . جمهرة وسائل العرب : ص 479 .
هامش
( 12 ) علامه امينى در الغدير : ج 2 ص 161 به نقل از كتاب صفين نصر بن مزاحم از ابن عباس روايت كرده كه گفت : روزى از روزهاى صفين عمرو عاص متعرض امير المؤمنين عليه السّلام شد به طمع اينكه غفلتا ضربتى بر آن حضرت وارد كند . حضرت بر او حمله كرد ، و همين كه خواست با او درگير شود عمرو عاص خود را از روى اسبش به زمين انداخت و لباسش را بالا زد و پايش را باز كرد تا عورتش پيدا شد ! ! ! امير المؤمنين عليه السّلام روى مبارك را از او برگردانيد و عمرو عاص خاك آلوده برخاست و پياده پا به فرار گذاشت و خود را به لشكرش رسانيد . اهل عراق گفتند : يا امير المؤمنين ، اين مرد فرار كرد ؟ فرمود :
مىدانيد كه بود ؟ گفتند : نه . فرمود : او عمرو عاص بود ، با عورت خود با من روبرو شد و مرا به رحم و فاميلى قسم داد ، و من روى خود را از او برگرداندم . عمرو عاص نزد معاويه برگشت . معاويه به او گفت :
چه كردى ؟ گفت : على با من روبرو شد و مرا بر زمين زد . معاويه گفت : اوّل خدا را حمد كن و بعد از عورت خود تشكر كن ! !