30 هزاران باب علم امير المؤمنين عليه السّلام ، نمونهاى از علم امير المؤمنين عليه السّلام .
هزاران باب علم امير المؤمنين عليه السّلام
( 1 ) ابان مىگويد : سليم گفت : از ابن عباس شنيدم كه مىگفت : از على عليه السّلام حديثى شنيدم كه حلّ آن را نفهميدم و آن را انكار هم نكردم . از او شنيدم كه فرمود : « پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در بيماريش كليد هزار باب از علم را به من پنهانى آموخت كه از هر بابى هزار باب باز مىشد » .
نمونهاى از علم امير المؤمنين عليه السّلام
( 2 ) ابن عباس گفت : در « ذى قار » « 1 » در خيمهء على عليه السّلام نشسته بودم ، و اين در حالى بود كه آن حضرت ، امام حسن عليه السّلام و عمار را به كوفه فرستاده بود تا مردم را براى شركت در جنگ دعوت كنند . در اين حال حضرت رو به من كرد و فرمود : اى پسر عباس ، حسن بر تو وارد مىشود در حالى كه يازده هزار نفر همراه او هستند باستثناى يك يا دو نفر « 2 » .
ابن عباس مىگويد : پيش خود گفتم : اگر طبق گفته حضرت شود اين از همان هزار باب علم است .
هنگامى كه امام حسن عليه السّلام با لشكر از دور پيدا شدند به استقبال آنان رفتم و به
هامش
( 1 ) « ذى قار » محل آب و آبادى بين كوفه و واسط بوده است .
( 2 ) ترديد از ابن عباس يا سليم است ، و گر نه وقتى حضرت از غيب يازده هزار نفر را خبر مىدهد مسلما يك يا دو نفر كمتر را هم مىداند .
اين عبارات در « ج » چنين است : من با على عليه السّلام در ذى قار در خيمهء آن حضرت نشسته بودم در حالى كه امام حسن عليه السّلام را به كوفه براى دعوت مردم به جنگ فرستاده بود ، و عمار بن ياسر و قيس بن سعد بن عباده را به عنوان دو وزير او فرستاده بود .
امير المؤمنين عليه السّلام رو به من كرد و فرمود : حسن بر تو وارد مىشود در حالى كه يازده هزار نفر باستثناى يك نفر يا به اضافه يك نفر همراه اوست .