على عليه السّلام فرمود : اين مطلب بر عليه من نيست « 9 » . هنگامى كه ما در شورا بوديم كار بدست غير ما بود و اكنون بدست من است . آيا اگر من مىخواستم بعد از بيعت عثمان امر خلافت را به صورت شورى در آورم چنين حقى داشتم ؟ طلحه گفت : نه . حضرت فرمود :
چرا ؟ فرمود : براى اينكه تو با اختيار بيعت كردى .
حضرت فرمود : چطور با اختيار بيعت كردم در حالى كه انصار با شمشيرهاى كشيده مىگفتند : « اگر شما مشورت را تمام كرديد و با يكى از خودتان بيعت كرديد ( كار تمام است ) ، و گر نه گردن همهتان را مىزنيم » ! آيا هنگامى كه با من بيعت كرديد احدى چيزى از اين گونه سخن را به تو و اصحابت گفت ؟
دليل من بر اجبار در بيعت واضحتر از دليل تو است . تو و رفيقت به اختيار خود و بدون اجبار با من بيعت كرديد ، و شما اوّل كسى بوديد كه اين كار را انجام داديد ، و كسى به شما نگفت : « بايد بيعت كنيد و گر نه شما را مىكشيم » ! طلحه هم برگشت و جنگ در گرفت . طلحه كشته شد و زبير فرار كرد « 10 » .
روايت از كتاب سليم :
1 . بحار : ج 32 ص 216 .
روايت با سند به سليم :
1 . احتجاج طبرسى : ج 1 ص 237 .
روايت از غير سليم :
1 . الكافية في ابطال توبة الخاطئة ( شيخ مفيد ) به نقل بحار : ج 32 ص 196 ح 146 .
هامش
( 9 ) « ب » و « د » : اين مطلب به نفع تو نيست .
( 10 ) البته زبير از ميدان جنگ فرار كرد و در بيرون شهر بصره بدست عمرو بن جرموز كشته شد .