بپوشاند كه خردسالان در آن بزرگ مىشوند و بزرگسالان رشد مىكنند « 2 » . مردم طبق آن عادت مىكنند و آن را سنّت حساب مىنمايند ، بطورى كه هر گاه چيزى از آن بدعتها تغيير يابد گفته مىشود : « مردم كار منكرى بجا آوردهاند » « 3 » .
سپس بلا شدّت مىيابد و فرزندان اسير مىشوند و فتنهها آنان را خرد مىكند همانطور كه آتش هيزم را خرد مىنمايد و همان گونه كه آسياب با سنگ خود خرد مىكند . ( در آن فتنهها ) براى غير دين سراغ فقه و فهم مىروند « 4 » و با عمل آخرت دنيا را طلب مىكنند « 5 » .
2 كلام امير المؤمنين عليه السّلام در بارهء بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان
مشكل مبارزه با بدعتها
( 1 ) سپس حضرت رو به عدهاى از اهل بيت و شيعيانش كرد و فرمود : به خدا قسم ، از حاكمان قبل از من كارهاى بزرگى سر زده كه در آنها عمدا با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مخالفت كردهاند .
اگر مردم را بر ترك آنها و برگرداندن آنها از موقعيت كنونى به صورتى كه در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اجرا مىشد وادار كنم لشكر من از اطرافم پراكنده مىشوند ، بطورى كه در لشكرگاهم جز خود و عدّهء كمى از شيعيانم كه فضيلت و امامت مرا از روى كتاب خدا و سنّت پيامبرش - نه از راه ديگرى - معتقدند كسى باقى نمىماند ! !
نمونههايى از بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان
( 2 ) چگونه مىبينيد اگر در بارهء مقام ابراهيم عليه السّلام دستور دهم و آن را به مكانى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
هامش
( 2 ) « ب » و « د » : پير مىشوند .
( 3 ) « ب » : گفته مىشود : « سنّت تغيير داده شد » !
( 4 ) « ب » : بر سر غير حق اتفاق مىكنند . در روضهء كافى : براى غير خدا .
( 5 ) « ب » و « د » : و با دين دنيا را طلب مىكنند .