ابان از اصحاب ائمه عليهم السّلام « 5 »
ابان از اصحاب امام زين العابدين و امام باقر و امام صادق عليهم السّلام بوده و در زمان آن حضرت از دنيا رفته است . اين مطلب از رواياتى كه ابان نقل كرده پيداست ، و در رجال برقى و رجال شيخ طوسى نيز صريحا ذكر شده است .
سخنان علما در باره ابان
بخاطر شرايط سخت تقيّه كه در زمان حجّاج حاكم بود ، ابان مذهب حقيقى خود يعنى تشيّع را در اوايل زندگى مخفى مىكرد تا از اين رهگذر بتواند كتاب سليم و صدها حديثى را كه از اهل بيت عليهم السّلام به او رسيده بود حفظ كند ، و از عهدهء اين مهم به خوبى بر آمد .
ولى پس از مرگ حجّاج و در حكومت عمر بن عبد العزيز كه آزادى نسبى در اجتماع راه پيدا كرد ، با كنار رفتن شرايط شديد تقيّه ، ابان بيشتر شناخته شد و اعتقادات واقعى او هم كم كم آشكار شد . بسيارى از علماى عامّه كه احاديث بسيارى از ابان نقل كرده بودند و او را بعنوان يكى از استوانههاى علمى جامعه به حساب مىآوردند با اطلاع از تشيّع ابان چنان بر آشفتند و زبان به طعن او گشودند كه ذكر بعضى سخنان ايشان شرم آور و دور از ادب است .
البته اين عكس العملها ريشهاى جز بغض امير المؤمنين عليه السّلام و حبّ ابو بكر و عمر نداشت ، و ابان هم جرمى جز محبّت اهل بيت عليهم السّلام و بغض دشمنانشان نداشت .
اين سخنان ناروا كه از سوى امثال شعبه و سفيان ثورى و احمد بن حنبل و وكيع بن جراح و يحيى بن معين و امثالشان منتشر شد ، همچنان در كتابهاى رجالى و تاريخى باقى ماند و موجب اشتباه عدّهاى شد بطورى كه همان تصوير نادرست را براى معرفى ابان در نظر گرفتهاند .
در همين حال بسيارى از متأخّرين از علماى شيعه ، متوجّه عظمت مقام ابان شدهاند و منشأ اين سخنان ناروا به او را پيدا كردهاند ، و به موشكافى در وثاقت و مقام
هامش
( 5 ) رجال برقى : ص 9 رجال شيخ طوسى : ص 83 و 106 و 156 . كتاب حاضر : ص 196 .