انفراد و ثلث آن در صورت تعدد مال عمومه مادرى است كه به طور مساوى تقسيم مىشود مگر اينكه در جنس مختلف باشند كه در اين صورت احتياط مذكور ، واجب است و بقيّه مال عمومه پدر و مادرى يا پدرى است و سهم مرد دو برابر سهم زن مىباشد .
( 1 )
مسألهء 21 - عمومه پدرى با وجود عمومه پدر و مادرى ارث نمىبرد .
و همچنين است وضع در خئوله .
( 2 )
در اينجا چند امر است :
( 3 )
اول - هيچ يك از اولاد عمومه و خئوله با وجود يك نفر از عمومه يا خئوله ، ارث نمىبرد .
پس با بودن خاله مادرى مثلا ، اولاد عمومه و همچنين اولاد خئوله مطلقا ، ارث نمىبرند مگر در يك مورد و آن در جايى است كه عموى پدرى و پسر عموى پدر و مادرى باشد كه اين پسر عمو بر آن عمو مقدم مىشود ، به شرطى كه با آنها عموى پدر و مادرى و نه عموى مادرى و نه عمه مطلقا و نه دايى و خاله مطلقا نباشد .
و بين اينكه عمومى پدرى يكى باشد يا متعدد ، فرق نمىكند . و همچنين پسر عموى پدر و مادرى بين اينكه يكى باشد يا متعدد ، فرق نمىكند .
پس در اين صورت ، ارث ميّت مال پسر عمو مىباشد ، نه عمو و نه پسران عموها و عمهها و دايىها و خالهها .
و در اين ، بود و نبود يكى از زوجين فرق نمىكند و اين حكم در غير اين مورد جارى نمىشود .
البته اگر وارث ميت ، عمهء پدرى و پسر عموى پدر و مادرى باشد به مصالحه ، احتياط نمودن مطلوب است .
( 4 )
دوم - اولاد عمومه و خئوله در صورتى كه خود اينها و كسانى كه در درجهء آنها قرار دارند نباشد ، جاى آنها مىباشند
و كسى كه اقرب است - اگر چه سببش يكى باشد - بر ابعد - اگر چه قرابتش به دو سبب باشد - مقدم است ، مگر در يك مورد كه به فاصلهء مختصر گذشت . و اولاد عمومه و خئوله ارث كسى را كه به سبب او قرابت پيدا مىكنند مىبرند .
( 5 )
سوم - منسوبين مادر ميّت در اين طبقه ، دائى باشد يا خاله يا اولاد آنها ، از پدر و مادر باشند يا از پدر ، همه اينها مطلقا به طور مساوى ارث مىبرند .
و منسوبين پدر ميّت يعنى عمومه و اولاد