( 1 )
چهارم - تعيين خطرى كه موجب خسارت است
، مانند سوختن و غرق شدن و دزدى و بيمارى و وفات و مانند آن .
( 2 )
پنجم - تعيين اقساطى كه « مؤمّن له » مىپردازد
؛ - در صورتى كه پرداخت آن اقساطى باشد - .
و همچنين تعيين زمانهاى آنها .
( 3 )
ششم - تعيين زمان بيمه از ابتدا تا انتها .
و اما تعيين مبلغ بيمه ، به اينكه مثلا هزار دينار تعيين شود ، لازم نيست .
پس اگر مورد تأمين معيّن شود و مؤمّن ملتزم شود كه : هر خسارتى كه بر او وارد شود بر من است ، يا من به دفع آن ملتزم مىباشم ، كفايت مىكند .
( 4 )
مسألهء 5 - ظاهر آن است كه اين تأمين ( بيمه ) با شرايط گذشته صحيح است .
و بين انواع آن از تأمين ( و بيمه ) بر حيات يا بر اتومبيلها و هواپيماها و كشتىها و مانند آنها يا بر منقولات زمينى و هوايى و دريايى ، بلكه بر كارگران شركت يا دولت يا بر اهل خانه يا اهل روستا يا بر خود روستا يا بلد يا اهل آنها ، فرقى نيست . و در اين صورت مستأمن ، شركا يا رئيس شركت يا دولت يا صاحب خانه يا قريه مىباشد ؛ بلكه دولتها مىتوانند كه اهل بلد يا منطقه يا مملكت را بيمه نمايند .
( 5 )
مسألهء 6 - ظاهر آن است كه بيمه عقد مستقلى است و آنچه كه رايج است بدون شبهه صلح و همچنين هبهء معوّضه نمىباشد
؛ و احتمال مىرود كه ضمان به عوض باشد . ولى اظهر آن است كه آن ، مستقل است و از باب ضمان عهده نمىباشد ، بلكه از باب التزام به جبران خسارت است اگر چه ايقاع آن به نحو صلح و هبه معوضه و ضمان معوض ممكن است . و بر همه تقادير ، بنابر اقوى صحيح است و عقد بيمه لازم است و هيچ يك از دو طرف ، حق فسخ آن را ندارند مگر با شرط . و آنها هر دو حق اقاله دارند .
( 6 )
مسألهء 7 - ظاهر آن است كه بيمه به نحو متقابل صحيح است
و آن به اين صورت است كه گروهى توافق مىكنند كه مؤسسهاى به وجود بياورند كه در آن سرمايه مشتركى ، جهت جبران خسارتى كه بر يكى از آنها وارد مىشود ، باشد ، و اين هم بنابر اظهر صحيح است . و اين نيز معامله مستقلى است كه مرجع آن التزام به جبران خسارت است از مال مشترك در مقابل جبران خسارت اين چنينى .
و ممكن است كه عقد به طور عقد ضمان واقع شود ، به اينكه هر يك از آنان خسارت شركايش را به نسبت ، در مقابل ضمان ديگرى ضمانت نمايد . البته اداى آن از مال مشترك