اشكال است كه بايد به مصالحه تخلص شود . و اگر قبل از انقضاى مدّت بميرد و عود نكند ، ديه ثابت است .
( 1 )
مسألهء 5 - اگر بينى را قطع نمايد پس حسّ بويايى از بين برود دو ديه مىباشد .
و همچنين است اگر بر او جنايتى كند كه بويايى را از بين ببرد بر او با ديه رفتن آن ، ديهء جنايت است . و اگر ديه مقدارى براى آن نباشد ، پس ارش است .
( 2 )
پنجم چشايى
- بعضى گفتهاند كه : در آن ديه است . ولى اين قول اگر چه بعيد نيست ليكن اقرب در آن ارش مىباشد .
( 3 )
مسألهء 1 - اگر تشخيص با وسايل جديد ، ممكن باشد به دو شاهد عادل از اهل خبره رجوع مىشود .
و گرنه پس اگر اختلاف نمايند و امارتى نباشد كه موجب لوث شود پس قول ، قول جانى مىباشد . و با حصول آن به قسمها استظهار مىشود .
( 4 )
مسألهء 2 - اگر نقصان تحقق پيدا كند به حاكم مراجعه مىشود
تا به مصالحه يا به حكم مادهء نزاع را بكند . و احوط براى آنها مصالحه است .
( 5 )
مسألهء 3 - اگر زبان او را قطع نمايد پس چيزى جز ديه براى زبان نيست
؛ و حسّ چشايى تابع آن مىباشد . و اگر جنايت ديگرى بر او وارد كند و چشايى او را از بين ببرد پس در چشايى ، آن چيزى است كه شناختى ، و در جنايت ، ديهاش مىباشد . و اگر ديه مقدره نداشته باشد پس ارش دارد .
( 6 )
مسألهء 4 - اگر بر محل روييدن محاسن او جنايتى وارد كند پس قادر بر جويدن نباشد ، ارش دارد .
و بعضى گفتهاند : ديه دارد .
( 7 )
مسألهء 5 - اگر حسّ چشايى بر گردد ديه برگردانده مىشود .
و احوط مصالحه است .
( 8 )
ششم - بعضى گفتهاند ، اگر جنايتى به او اصابت كند پس انزال بر او متعذر باشد ، در آن ديه مىباشد .
و همچنين است اگر حامله نمودن بر او متعذر باشد . و همچنين است اگر التذاذ به جماع بر او متعذر شود . ولى در همهء اينها اشكال است و اقرب ارش است ؛ البته در انقطاع جماع ، احتياط ترك نشود ، يعنى جنايت سبب انقطاع اصل جماع و عدم قيام آلت او گردد .
( 9 )
هفتم - بنابر اقوى در سلس بول اگر دائمى باشد ديهء كامل است .
و احوط اين است اگر تمام روز را ادامه داشته باشد ، كما اينكه احوط در جايى كه تا نصف روز است ، دو ثلث ديه و تا بلند شدن آفتاب ، ثلث ديه مىباشد و در ساير قسمتهاى زمان ارش است . و منظور از دوام يا تمام روز