( 1 )
مسألهء 12 - اگر ظرف يا غير ظرفى روى ديوارش بگذارد پس بيفتد و به سبب آن نفس يا مالى تلف شود ضامن نيست
، مگر اينكه طورى آن را قرار دهد كه متمايل به راه باشد ، يا آن را طورى قرار دهد كه عادة به راه مىافتد ؛ پس در چنين صورتى ضامن است .
( 2 )
مسألهء 13 - حفظ چارپاى وحشى مانند شتر مست و اسب گاز بگير و سگ درنده در صورتى كه براى خودش نگهدارد واجب است .
پس اگر در حفظ انها اهمال نمايد ، جنايت آنها را ضامن است . و اگر حال آنها را نداند يا بداند ولى بر حفظ آنها قادر نباشد و تفريط نكند ، ضمانى نيست . و اگر بر شخصى حمله كند پس به مقدارى كه دفاع ، آن را اقتضا مىكند ، دفاع نمايد پس بميرد ، يا جنايتى بر آن حيوان وارد شود ، ضامن نيست ؛ بلكه اگر آن را از نفس محترمه يا مال محترمى دفع نمايد ضامن نيست . پس اگر در دفاع افراط كند و بر آن حيوان جنايت وارد نمايد با اينكه دفع آن به غير آن ممكن بوده ، يا براى غير دفاع جنايتى بر آن وارد نمايد ضامن است . و ظاهر آن است كه اين حكم در پرندههاى وحشى و گربهء اين چنينى جارى است ، حتى در ضمان در صورت تعدّى از مقدار دفاع .
( 3 )
مسألهء 14 - اگر چارپايى بر چارپاى ديگر هجوم آورد و چارپاى داخل شونده ، جنايت وارد نمايد پس اگر به تفريط مالك در حفظ نمودن آن باشد ، ضامن است .
و اگر چارپاى مدخول عليها جنايت وارد نمايد ، هدر مىباشد .
( 4 )
مسألهء 15 - كسى كه داخل خانهء قومى مىشود پس سگ آنها او را گاز مىگيرد ، اگر به اذن آنها داخل شده ، ضامن مىباشند
و گرنه ضمانى نيست . و بين اينكه سگ در خانه حاضر باشد يا بعد از دخول او داخل گردد ، و بين اينكه صاحب خانه بداند كه او را گاز مىگيرد و ( يا ) نداند ، فرقى نيست .
( 5 )
مسألهء 16 - سوارهء چارپا آنچه را كه چارپا با دستهايش بر آن جنايت وارد مىكند اگر چه از تفريط نباشد - نه به پاهايش - ضامن است .
و ضمان آنچه را كه با سر يا به جلوهاى بدنش جنايت وارد نمايد ، بعيد نيست . و اگر بر عكس متعارف سوارش شود در ضمان آنچه را كه به وسيلهء پاهايش بر آن جنايت وارد مىكند - نه دستهايش - وجهى است كه خالى از اشكال نمىباشد . و اگر هر دو پاى سواره در يك طرف آن چارپا باشد ( يك طرفى بنشيند ) ضمان جنايت هر دو دست آن بعيد نيست و در ضمان جنايت پاهاى آن ، تردد است . و آيا در ضمان تفريط ، معتبر است ( يا نه ) ؟ در آن وجهى است كه خالى از اشكال نمىباشد . ولى اگر چارپا اختيار او را سلب نمايد با اينكه واقعه را نداند و نداند كه چارپا چموش مىباشد ، وجه عدم ضمان است ، نه به پايش و نه به دستش و ( نه به ) جلوهاى بدنش . و همچنين است كلام در كسى كه افسار آن