( 1 )
سوم قسامه است
( 2 ) و بحث در آن در چند مقصد است : ( 3 )
[ مقصد اول در ] لوث
( 4 ) و منظور از آن امارهء ظنّى است كه نزد حاكم بر صدق مدعى اقامه مىشود مانند يك شاهد يا دو شاهد ، در صورتى كه شرايط قبول جمع نباشد . و همچنين است اگر او را آغشته به خونش بيابد در حالى كه نزد او صاحب سلاحى است كه خون بر سلاحش مىباشد يا اين چنين در خانه قومى يا در محلهاى كه جدا از شهر است و غير اهل آن محلّه در آن داخل نمىشوند يا در صف جنگ در مقابل دشمن بعد از تيراندازى پيدا شود و خلاصه هر امارهء ظنّى نزد حاكم موجب لوث است ، بدون اينكه بين اسبابى كه مفيد ظن است فرقى باشد .
پس لوث به خبر دادن بچهء مميّز كه بر او اعتماد است و فاسقى كه در اخبارش مورد وثوق است و كافرى كه اين چنين است و زن و مانند آنها حاصل مىشود .
( 5 )
مسألهء 1 - اگر در قريهاى كه در آن راه رفت و آمد است يا در محلهء جداگانهاى كه راه است پيدا شود لوثى نيست
مگر اينكه در آنجا عداوت باشد پس لوث ثابت مىشود .
( 6 )
مسألهء 2 - اگر كشتهاى بين دو قريه پيدا شود پس لوث براى نزديكترين آنها به او است
، و در صورت تساوى آنها در لوث مساوى مىباشند ، ولى اگر در يكى از آنها عداوت باشد لوث در آن است اگر چه دور تر باشد .
( 7 )
مسألهء 3 - اگر لوث حاصل نشود حكم در آن مانند غير آن از دعاوى است پس نه قسامهاى هست و نه غلظتى .
و بيّنه بر مدعى و قسم بر مدعى عليه است ؛ پس ولى حق دارد در صورت نبود بيّنه منكر را يك قسم بدهد .
( 8 )