تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
( 1 )

مسألهء 29 - اگر او را به طرف ماهى بيندازد پس ماهى او را ببلعد بر او قود مىباشد .

و اگر او را به دريا بيندازد تا او را بكشد پس ماهى او را بعد از وصول به دريا ببلعد بر او قود مىباشد ، اگر چه قصدش اين نبوده كه با بلعيدن ماهى ، كشته شود بلكه قصدش غرق شدن او بوده است . و اگر او را به دريا بيندازد و قبل از رسيدن او به دريا بر سنگ و مانند آن بخورد پس كشته شود ديه بر او مىباشد . و اگر قبل از رسيدن به دريا ماهى او را ببلعد ظاهرا قود بر او مىباشد . ( 2 )

مسألهء 30 - اگر او را مجروح نمود سپس درنده‌اى او را گاز گرفت و هر دو سرايت كرد و منتهى به موت او شد

پس بر واردكننده جراحت است قصاص ليكن با برگرداندن نصف ديه به او و چنانچه ولى دم مصالحه نمايد با او بر دادن ديه پس بر او است نصف ديه مگر اينكه سبب گاز گرفتن درنده همان واردكننده جراحت باشد كه در اين فرض بر او قصاص است بدون ردّ نصف ديه و در صورت عفو ولى دم از قصاص و مصالحه به ديه بر او است تمام ديه . ( 3 )

مسألهء 31 - اگر او را مجروح كند سپس درنده‌اى او را گاز بگيرد سپس مارى او را نيش بزند بر او قود مىباشد با ردّ دو ثلث ديه .

و اگر به آن مصالحه كند ثلث آن بر او مىباشد و هكذا . و از آنچه كه ذكر شد وضع و حال در همهء موارد اشتراك حيوان با انسان در قتل ، آشكار مىشود . ( 4 )

مسألهء 32 - اگر ( كسى ) چاهى را بكند و شخصى را نفر سومى به آن بيندازد ، پس قاتل او شخص پرت‌كننده مىباشد

- نه حافر چاه - . و همچنين است اگر او را از بلندى پرت كند و قبل از رسيدن او به زمين ، ديگرى او را با شمشير - مثلا - بزند و او را دو نصف كند ، يا او را در دريا بيندازد و بعد از وقوع او در دريا و قبل از مردنش در صورتى كه زنده بودن مستقر او باقى باشد پس ديگرى او را به قتل برساند ، پس به درستى كه قاتل او همان زننده است نه پرت كنندهء او . ( 5 )

مسألهء 33 - اگر شخصى او را نگهدارد و ديگرى او را بكشد و شخص سومى ديده‌بان آنها باشد قود بر قاتل است

نه نگهدارندهء او ، ليكن نگهدارنده به زندان ابد مىافتد تا در حبس بميرد ، و ميلهء داغ و مانند آن به چشمان ديده‌بان كشيده مىشود . ( 6 )

مسألهء 34 - اگر او را بر قتل اكراه كند قود بر مباشر است

در صورتى كه بالغ عاقل باشد - نه بر اكراه‌كننده - ؛ اگر چه او را بر قتل ترسانده و تهديد كرده باشد و آمر به قتل ، به زندان ابد مىافتد تا بميرد . و اگر مكره ديوانه يا بچه غير مميز باشد قصاص بر آمر اكراه‌كننده است . و اگر شخصى به بچه مميزى امر كند تا او را بكشد پس بچه مميز او را به قتل برساند بر هيچ يك از آنها قود نيست و ديه بر عاقله بچه است . و اگر او را اكراه به آن نمايد آيا بر مردى كه اكراه كرده است قود مىباشد يا زندان ابد ؟ احوط دوّمى است . ( 7 )

مسألهء 35 - اگر بالغ عاقلى به ديگرى بگويد : « مرا بكش و گرنه تو را مىكشم » براى او قتل [ جايز نيست ]