و همچنين است اگر به غير او كه به وجه شرعى ثابت شده كه فرزند زيد است ، بگويد « تو فرزند زيد نيستى » يا « تو فرزند عمرو هستى » . ولى اگر در امثال اين گونه موارد قرينهاى باشد كه ارادهء قذف ندارد و لو براى اين كه معناى مقصود از لفظ بحسب متعارف غير قذف باشد ، حدّى بر او نيست ؛ پس اگر بگويد : « تو فرزند من نيستى » در حالى كه مىخواهد بگويد آنچه كه از تو توقع مىرود در تو نيست . يا « تو پسر عمرو نيستى » در حالى كه اراده كرده كه مثلا شجاعت عمرو در تو نيست . پس حدّى ندارد و قذف نمىباشد .
( 1 )
مسألهء 4 - اگر بگويد : « اى شوهر زن زانيه » يا « اى خواهر زانيه » يا « اى پسر زن زانيه » يا « مادرت زنا داده » و امثال اينها ، پس قذف مربوط به مخاطب نيست
بلكه مال كسى است كه زنا به او نسبت داده شده است . و همچنين است اگر بگويد : « اى پسر لواطكننده » يا « اى پسر شخص لواط داده » يا « اى برادر لواطكننده » يا « اى برادر كسى كه لواط داده » مثلا ، پس قذف مال كسى است كه فاحشه به او نسبت داده شده است - نه مخاطب - ولى نسبت به ايذاى مخاطب و هتك او در آنچه كه برايش جايز نيست ، تعزير دارد .
( 2 )
مسألهء 5 - اگر بگويد : « مادرت تو را از زنا تولد داده است » ظاهرا حدّ ثابت نيست
؛ زيرا شخص مواجه او ، قذف نشده است ؛ و احتمال دارد كه فقط پدر يا مادر به زنا اقدام كرده است پس قذف به شخص معينى نيست بنابراين در مثل آن ، شبههاى كه دفع كنندهء حدّ است ، حاصل مىشود . و احتمال هم دارد با مطالبهء پدر و مادر حدّ ثابت شود . و همچنين است اگر بگويد : « يكى از شما زناكاريد » ؛ زيرا احتمال دفع آن مىرود و به مطالبهء آنها احتمال حدّ مىرود .
( 3 )
مسألهء 6 - اگر بگويد : « تو با فلان زن زنا كردى » يا « با فلانى لواط نمودى » پس قذف به مواجه او مىباشد
- نه منسوب اليه - بنابر اشبهه . و بعضى گفتهاند كه : دو حدّ بر او مىباشد .
( 4 )
مسألهء 7 - اگر به پسر ملاعنه شده بگويد : « اى پسر زن زانيه » يا به زن بگويد « اى زانيه » بر او حد مىباشد - نه زن - .
و اگر براى زنى بگويد : « من با فلان زن زنا كردم » يا « با تو زنا كردم » پس اشبه عدم حدّ بر زن است . و اگر چهار مرتبه ، به آن اقرار نمايد حدّ زانى ، به او حدّ زده مىشود .
( 5 )
مسألهء 8 - هر فحشى مانند « اى ديوث » يا هر تعريضى به آنچه كه مواجه او ، آن را كراهت دارد
و در عرف و لغت او مفيد قذف نمىباشد به سبب آن ، تعزير ثابت مىشود - نه حدّ - مانند قول او : « تو حرامزادهاى » يا « اى حرامزاده » يا « اى فرزند حيض » ، يا به زوجهاش بگويد « تو