اگر در اثناى عده باشد پس شوهر حق رجوع به او دارد كما اينكه حق دارد او را به حال خودش باقى بگذارد تا عدهاش منقضى گردد و از او جدا شود .
و اما اگر بعد از انقضاى عده و قبل از ازدواج باشد در جواز رجوع او به آن و عدم آن دو قول است كه اقواى آنها دومى است .
( 1 )
مسألهء 24 - اگر به سبب قرائن و جمع شدن نشانهها براى زن شخص غائب ، علم به فوت او پيدا شود براى زن بينها و بين اللّه جايز است كه بعد از عده بدون مراجعه به حاكم شرع ازدواج نمايد
و كسى حق اعتراض بر او را مادامىكه دروغ او در ادعاى علم به فوت او معلوم نباشد ندارد .
البته در جواز اكتفا به قول زن و اعتقاد او براى كسى كه مىخواهد با او ازدواج كند و همچنين براى كسى كه در واقع ساختن عقد بر او وكيل از طرف زن است اشكال است و احوط براى زن آن است كه با كسى ازدواج كند كه اطلاع از وضع ندارد و نمىداند كه شوهر او مفقود شده است و در اين بين چيزى نيست مگر ادعاى زن به اينكه شوهرش مرده است ، بلكه به استناد ادعاى زن بر اينكه مجرّد از شوهر و بدون مانع است ، اقدام به ازدواج او مىنمايد . و همچنين احوط براى زن اين است كه كسى را كه اين چنين است وكيل مىنمايد .
( 2 )
عدّهء وطى شبهه
( 3 ) منظور از وطى شبهه ، نزديكى با زن بيگانه است به اشتباه اينكه او حليلهء خودش مىباشد و اين يا به خاطر شبهه در موضوع است كما اينكه زنى را به اعتقاد اينكه زوجهاش است وطى نمايد و يا به خاطر شبهه در حكم است كما اينكه خواهر پسرى را كه وطى كرده ، به اعتقاد اينكه صحيح است عقد نمايد و با او نزديكى كند .
( 4 )
مسألهء 1 - زنى كه زنا داده بنابر اقوى عده ندارد
چه از زنا حامله شده باشد يا نه و اما زنى كه وطى شبهه شده عده دارد چه صاحب شوهر باشد يا مجرّد باشد ، و چه اشتباه از دو طرف باشد يا از طرف وطىكننده ؛ بلكه اگر اشتباه از طرف زن وطى شده باشد احوط لزوم عده است .
( 5 )
مسألهء 2 - عده وطى شبهه مانند عدّه طلاق به قرءها و ماهها و به وضع حمل است
اگر از اين وطى - بنابر تفصيل گذشته - حامله شود . و زنى كه عده طلاق ندارد مانند صغيره و يائسه اين عده را هم ندارد .
( 6 )