اينكه براى سفر باشد بيرون رود ؛ زيرا نشوزى كه ساقط كنندهء نفقه است تحقق پيدا كرده است .
( 1 )
مسألهء 6 - نفقه و سكنى براى صاحب عدهء رجعى مادامىكه در عده است ثابت است
كما اينكه براى زوجه ثابت مىباشد - و فرقى بين غير حامله و حامله بودن نيست . و اگر ناشزه باشد و در حال نشوز او ، او را طلاق دهد برايش ثابت نيست مانند زوجهء ناشزه و اگر به تمكين او بر گردد بنابر اقرب ، نفقه واجب مىشود .
و امّا صاحب عدهء بائن ، نفقه و سكنايش ساقط مىشود چه از طلاق باشد يا فسخ ، مگر اين كه از طلاق بوده و حامله باشد ؛ زيرا اين زن هر دو را استحقاق دارد تا اينكه وضع حمل نمايد . و زن منقطعه حامله كه وقتش بخشيده شده يا مدتش منقضى گشته ، ملحق به او نمىشود . و همچنين است زنى كه حامله است و شوهرش فوت كرده ؛ زيرا در مدّت حامله بودن او ، نفقهاى برايش نيست نه از تركهء شوهرش و نه از سهم فرزندش بنابر اقوى .
( 2 )
مسألهء 7 - اگر مطلقهء بائن ادعا كند كه حامله است و به علاماتى كه زنها براى حامله بودن به آنها استدلال مىكنند استناد نمايد ، پس تصديق اين زن به مجرد اين ادعا محل اشكال است
، البته قبول قول ثقهء خبره از قابلهها قبل از آشكار شدن حمل ، بعيد نيست و احتياجى به شهادت چهار زن يا دو نفر از مردان محرم او نيست ، پس در اين صورت بايد براى روز به روز خرج شود تا وضعش روشن شود .
پس اگر حامله بودن او معلوم شد كه همان ، و گرنه آنچه كه برايش خرج شده برگردانده مىشود . و در جواز مطالبهء كفيل توسط زن قبل از معلوم شدن حال دو وجه بلكه دو قول است كه ارجح آنها دومى است در صورتى كه تصديق او را واجب بدانيم . و همچنين است با عدم آن و اخبار ثقهء خبره به آن .
( 3 )
مسألهء 8 - نفقه شرعا اندازهاى ندارد
بلكه قاعده اين است كه به آنچه زن احتياج به آن دارد از قبيل غذا و خورش و پوشش و فرش و پرده و سكونت دادن و خادم داشتن و وسائلى كه بر آشاميدن و پختن و نظافتش و غير اينها به آنها نياز دارد قيام نمايد .
و امّا غذا كميت آن مقدارى است كه براى سير نمودن او كافى باشد و در جنس آن رجوع مىشود به آنچه كه براى امثال او در شهرش متعارف است و مناسب مزاج او است و آنچه كه عادت به آن كرده به طورى كه به ترك آن متضرر مىشود . و اما خورش از نظر مقدار و جنس مانند طعام آنچه كه براى امثال آنها در شهرش متعارف است و مناسب مزاجش مىباشد و آنچه كه عادتش است رعايتش لازم است حتى اگر عادت امثال او و مناسب مزاج آنها مثلا دوام