نهايت حمل از نزديكى اولى ، پس ملحق به شوهر اوّلى مىشود و بطلان ازدواج دوّمى معلوم مىشود ؛ براى آنكه معلوم مىشود كه در عده واقع شده است و بر او ابدا حرام مىشود چون كه او را وطى نموده است . و اگر بر عكس باشد ، به اينكه الحاق آن به دوّمى - نه به اولى ممكن باشد به دومى ملحق مىشود ، به اينكه بچه را در فاصله بيشتر از اكثر حمل از وطى اول و در فاصله اقل حمل تا نهايت حمل از نزديكى دومى بياورد . و اگر الحاق آن به هيچ كدام آنها امكان نداشته باشد به اينكه بچه را در بيشتر از نهايت حمل از وطى اولى و براى كمتر از شش ماه از وطى دومى بياورد از هر دو منتفى مىشود . و اگر الحاق آن به هر دو ممكن باشد مال دومى مىباشد .
( 1 )
مسألهء 7 - اگر زن را طلاق دهد سپس زن مورد وطى به شبهه شود و پس از آن بچه بياورد مانند تزويج بعد از عده است
؛ پس در آن ، صور چهارگانه گذشته حتى صورت آخرى مىآيد و صورت آخرى آن است كه الحاق آن به هر دو ممكن باشد پس در اينجا هم به آخرى ملحق مىشود .
( 2 )
مسألهء 8 - اگر در تحت زوجى باشد پس او را شخص ديگرى وطى به شبهه نمايد و بچه بياورد پس اگر الحاق آن به يكى از آنها - نه ديگرى - ممكن باشد به او ملحق مىشود
و اگر الحاق آن به آنها ممكن نباشد از هر دو منتفى مىشود . و اگر الحاق آن به هر كدام آنها امكان داشته باشد بين آنها قرعه كشيده مىشود .
( 3 )
احكام ولادت و ملحقات آن
( 4 ) براى ولادت و مولود سنتها و آدابى است كه بعضى از آنها واجب و بعضى از آنها مستحب مىباشد و ما مهمّات آنها را ذكر مىكنيم .
( 5 )
مسألهء 1 - واجب است كه در شئون زن در وقت وضع حمل آنها ، فقط زنها دخالت كنند
- نه مردان - در صورتى كه مستلزم اطلاع آنها بر آنچه كه بر آنها حرام است ، باشد مگر اينكه زنان نباشند و ضرورت به اينجا برساند ، البته اشكالى نسبت به زوج آن زن نيست اگر چه زنان وجود داشته باشند .
( 6 )
مسألهء 2 - مستحب است شستن تازه مولود در وقت وضع آن در صورت امان از ضرر
و همچنين اذان در گوش راست او و اقامه در گوش چپ او مستحب است و ماليدن آب فرات و تربت سيد الشهداء ( عليه السّلام ) به سقف دهان او و قرار دادن نام خوب براى او مستحب است ؛ زيرا اين از حق فرزند بر والد او است و افضل اسمها آن است كه متضمن معناى عبوديت براى خداى جلّ شأنه باشد مانند عبد اللّه و عبد الرحيم و عبد الرحمن و مانند اينها و پشت سر آنها اسمهاى