( 1 )
عقد ازدواج و احكام آن .
( 2 ) ازدواج بر دو قسم است : دائم و منقطع . و هر كدام از اينها محتاج عقدى است كه داراى ايجاب و قبول است . و ايجاب و قبول دو لفظ مىباشند كه بر انشاى معناى مقصود و انشاى رضايت به آن به طورى كه در نزد اهل محاوره و گفتگو معتبر است ، دلالت مىنمايند ؛ پس مجرد رضايت قلبى دو طرف و معاطاتى كه در غالب معاملات جريان دارد و نوشتن آنها و همچنين در غير اخرس اشارهاى كه اين معنى را برساند ، كفايت نمىكند . و احوط لازم آن است كه ايجاب و قبول به لفظ عربى باشند پس غير از عربى ، از لغتهاى ديگر مجزى نمىباشد مگر آن كه از عربى و از وكيل نمودن ديگرى ، عاجز باشند ، اگر چه اقوى آن است كه وكيل گرفتن واجب نمىباشد . و با عجز از عربى ، به غير عربى جايز است و در اين صورت ، واقع ساختن عقد به غير عربى اشكالى ندارد ، ليكن بايد به عبارتى باشد كه معناى آن همان معناى لفظ عربى باشد ، به طورى كه ترجمه آن شمرده شود .
( 3 )
مسألهء 1 - احوط - اگر اقوى نباشد - آن است كه ايجاب از طرف زوجه و قبول از طرف زوج باشد .
پس بنابر احوط مجزى نيست اينكه زوج بگويد : « زوجتك نفسى » آنگاه زوجه بگويد :
« قبلت » . و همچنين احوط تقديم ايجاب است بر قبول ؛ اگر چه اظهر آن است كه عكس آن جايز است ، در صورتى كه قبول به لفظ « قبلت » و امثال آن نباشد .
( 4 )
مسألهء 2 - احوط آن است كه ايجاب نكاح دائم با دو لفظ « انكحت » يا « زوّجت » باشد
؛ پس با لفظ « متّعت » بنابر احوط واقع نمىشود ، اگر چه اقوى آن است كه با آن هم واقع مىشود در صورتى كه چيزى با آن بياورد كه متعت را ظاهر در دائم قرار دهد . و با مثل « بعت » يا « وهبت » يا « ملكت » يا « آجرت » واقع نمىشود . و احوط آن است كه قبول به لفظ « قبلت » يا « رضيت » باشد .
و در قبول جايز است كه فقط به ذكر « قبلت » بعد از ايجاب ، بدون ذكر متعلقاتى كه در ايجاب ذكر شده اكتفا شود پس اگر موجب وكيل زوجه براى زوج بگويد « انكحتك موكلتى فلانة على المهر الفلانى » پس زوج بگويد « قبلت » بدون اينكه بگويد « قبلت النكاح لنفسى على المهر الفلانى » صحيح است .
( 5 )
مسألهء 3 - هر كدام از انكاح و تزويج به دو مفعول متعدّى مىشوند .
و بهتر است كه زوج