( 1 )
مسألهء 1 - راه دو نوع است : نافذ و غير نافذ
؛ پس اولى - كه به خيابان عمومى ناميده مىشود - حبس بر همه مردم است و مردم در آن مانند هم مساوى مىباشند و كسى حق احيا و اختصاص به آن را ندارد . و حق تصرف در زمين آن به ساختن دكّه يا ديوار يا كندن چاه يا كاشتن درخت يا غير آن ندارد . البته بعيد نيست كه كاشتن درختها و احداث نهر براى مصلحت عابرين - در صورتى كه راه جدا وسيع باشد مانند خيابانهاى وسيع و جديد كه در اين زمانها احداث مىشود - جايز باشد . كما اينكه ظاهر آن است كه جايز است كه در آن چاه فاضل آبى كنده شود تا آب باران و غيره در آن جمع شود ؛ زيرا اين از مصالح و مرافق آن مىباشد . ليكن در غير اوقات نياز ، جهت حفاظت اهالى خيابان و عابرين ، بايد مسدود شود . بلكه ظاهر آن است كه كندن سرداب در زير آن در صورتى كه پايه و سقف را محكم كند به طورى كه با آن از نقص و ريزش در امان باشد ( جايز است ) . و اما تصرف در فضاى آن به خارج نمودن روزنه يا بالكن يا ساختن سايبان يا باز كردن درب يا قرار دادن ناودان و مانند اينها در صورتى كه به عابرين ضررى نرساند ، اشكالى در جواز آن نيست و كسى - حتى كسى كه خانهاش رو به روى خانهء او مىباشد - حق جلوگيرى او را ندارد كما اينكه در كتاب صلح گذشت .
و اما دومى - مقصودم راه غير نافذ است كه به « سكه مرفوعه » ناميده مىشود و گاهى بر آن راه كوچك ( مثلا بنبست ) اطلاق مىشود - و آن راهى است كه از آن به راه ديگر يا به مباحى راه نداشته باشد ، بلكه سه جانب آن را خانهها و ديوارها احاطه كرده باشد ، پس اين راه ملك صاحبان آن خانههايى است كه درهايشان به آن باز مىشود ؛ نه كسى كه ديوار خانهاش - نه درب آن - در اين كوچه است . پس چنين راهى مانند ساير ملكهاى مشترك مىباشد كه براى صاحبان آن جايز است كه آن را ببندند و بين خودشان تقسيم كنند و هر كدام از آنان حصهاش را داخل در خانهاش نمايد . و براى كسى غير از آنها بلكه براى آنها هم ، جايز نيست كه در آن و در فضاى آن تصرف نمايد مگر اينكه با اذن كسى باشد كه اذنش معتبر است ، كما اينكه در مسأله آينده مىآيد .
( 2 )
مسألهء 2 - در كوچهء بنبست بعيد نيست كسى كه داخل آن است تا مقابل درب خانهاش از آنچه كه ممرّ او است با مرافقى كه نوعا احتياج به آن دارد و متعارف است ، با كسى كه از او داخلتر است شريك باشد .
و بعيد نيست كسى كه داخل كوچه است تا آخر ديوار خانهاش با او شريك باشد و كسى كه داخلتر است ( آخرين نفر كوچه ) ما بعد آن را به تنهايى دارد . و در صورت تعدد شركا كسى كه داخلتر است ( آخر همه ) با همهء آنها شريك است و آن مقدارى را كه راه مخصوص او است به تنهايى دارد ؛ پس همهء آنها تا درب اول يا تا آخر ديوار آن سپس غير از صاحب خانه اولى در ماعداى خانهء اول ، شريك مىباشند . و همچنين شركا تا آخر كوچه كم