( 1 )
مسألهء 36 - چرك و چركينى و بلغم و اخلاط هر حيوانى بدون اشكال حرام است
و اما آب دهان و عرق از غير نجس العين ظاهرا مخصوصا اولى حلال مىباشند و مخصوصا اگر از انسان يا حيوانى كه گوشتش خورده مىشود ، باشد .
( 2 )
غير حيوان
( 3 )
مسألهء 1 - خوردن عينهاى نجس حرام است .
و همچنين است چيزى كه نجس شده - مادامىكه بر نجاستش باقى باشد - مايع باشند يا جامد .
( 4 )
مسألهء 2 - خوردن هر چيزى كه به بدن ضرر مىرساند حرام است
چه موجب هلاكت باشد مانند آشاميدن سمهاى كشنده ، و اينكه زن حامله چيزى را بخورد كه موجب سقط جنين شود ، يا موجب انحراف مزاج يا از كار افتادن بعضى از حسّهاى ظاهرى يا باطنى يا موجب فقدان بعضى از نيروها باشد مانند مردى كه چيزى بياشامد كه قوه جنسى و تناسلى را قطع نمايد يا زن چيزى بياشامد كه عقيم گردد تا بچه دار نشود .
( 5 )
مسألهء 3 - در حرمت خوردن چيز مضرّ ، بنابر اقوى در چيزى كه موجب هلاكت است و بنابر احتياط در غير آن ، بين اينكه ضرر آن معلوم باشد و ( يا ) مظنون باشد ، بلكه اگر ضرر احتمالى هم داشته باشد - در صورتى كه احتمال مورد توجه عقلا باشد به طورى كه نزد آنان موجب ترس گردد - فرق نمىكند .
و همچنين ضررى كه بر خوردن آن مترتب است بين اينكه فورى باشد يا بعد از مدتى باشد فرق نمىكند .
( 6 )
مسألهء 4 - مداوا و معالجه به چيزى كه احتمالا خطر دارد و احيانا به خطر مىكشاند ، جايز است
در صورتى كه نفعى كه از آن عايد مىشود بر اساس تجربه و تشخيص و حكم صاحبان مهارت و اهل خبره ، به طور غالب باشد ، بلكه معالجه به چيزى كه بالفعل و فورى ضرر قطعى داشته باشد ، در صورتى كه به وسيلهء آن ضرر بزرگتر و خطر شديدترى دفع شود ، جايز است و از اين قبيل است قطع بعضى از اعضاء تا به هلاكت كشيده نشود و شكافتن زخم و داغ كردن به آتش .
و از اين قبيل است بعضى از « عمل » ها كه در اين زمانها معمول مىباشد به شرطى كه اقدام بر آن طبق روش عقلا باشد به اينكه كسى كه مباشر عمل است با مهارت و با احتياط و با ملاحظه باشد و سهل انگار و متهوّر نباشد .