تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
آن سه و عدم آن است . و همچنين است پرندهء ذبح‌شده‌اى كه حال آن را نداند . و اگر به طور كلى حال آن را نداند اقرب حلال بودن آن است . ( 1 )

مسألهء 11 - اگر صفيف و دفيف فرضا مساوى باشند احتياط رجوع به علامت دوم است

و در صورتى كه علامت دوم را نداند ، اقرب حلال بودن آن است . ( 2 )

مسألهء 12 - تخم پرنده‌ها در حليّت و حرمت ، تابع خود پرنده‌ها است

، پس تخم پرنده حلال ، حلال و ( تخم ) پرنده حرام ، حرام مىباشد و تخمى كه مشتبه باشد كه از كدام يك از آنها است آنكه دو طرفش مختلف است و سر آن با ته آن تشخيص داده شود مانند تخم مرغ خورده مىشود و در صورتى كه هر دو طرفش متفق و مساوى باشد خورده نمىشود . ( 3 )

مسألهء 13 - شتر مرغ از پرنده‌ها است و بنابر اقوى گوشت و تخم آن حلال است .

( 4 )

مسألهء 14 - تصريحى بر حليت و حرمت لك‌لك نشده است

پس به علامات رجوع شود و ظاهر آن است كه صفيفش بيشتر است ، پس حرام مىباشد و براى كسى كه آن ( بيشتر بودن صفيف ) را احراز نكند بايد به علامت دوم رجوع نمايد . ( 5 )

مسألهء 15 - حيوانى كه اصالتا حلال است به وسيلهء امورى حرام مىشود :

از آن جمله « جلل » است و آن عبارت است از اينكه حيوان عذرهء ( مدفوع ) انسان را بخورد به طورى كه عرفا صدق كند كه عذره غذاى او است و عذرهء غير انسان و بقيّهء نجاسات به آن ملحق نمىشود . و تحقّق پيدا مىكند و صدق عرفى ، به اينكه منحصر باشد غذاى حيوان به آن ؛ پس اگر غير عذره هم مىخورد ، صدق عرفى تحقق پيدا نمىكند پس حرام نمىشود مگر اينكه تغذيه‌اش به غير عذره جدا ندرت داشته باشد به طورى كه در نظر عرف در حكم نخوردن باشد و اينكه مدت مورد توجهى از آن تغذيه نمايد ، و ظاهر آن است كه تغذيهء يك شب و روز كافى نباشد بلكه صدق عرفى به كمتر از دو روز حتى كمتر از سه روز مشكوك است . ( 6 )

مسألهء 16 - حكم جلل شامل هر حيوان حلالى مىشود حتى پرنده و ماهى .

( 7 )

مسألهء 17 - شير و تخم حيوان به جلل مانند گوشت آن حرام مىشوند

، و حلال مىشوند به چيزى كه گوشت آن حلال مىشود . و خلاصه اين حيوانى كه حرمت به آن عارض شده در تمام احكام قبل از آنكه استبراء شود و حكمش بر طرف گردد ، مانند حيوانى است كه اصالتا حرام است . البته اين حكم در بعضى از افراد كلّى بنابر احتياط است . ( 8 )

مسألهء 18 - ظاهر آن است كه جلل مانع تذكيه نمىباشد

؛ پس حيوان جلال تذكيه مىشود به آن چيزى كه غير جلال به آن تذكيه مىگردد و پاك شدن گوشت و پوستش بر آن مترتب مىشود مانند بقيه حيواناتى كه اصالتا حرام هستند و قابل تذكيه مىباشند .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 279 | السيد الخميني / اسلامى