تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
( 1 )

مسألهء 1 - شرط است كه ذابح ، مسلمان يا در حكم آن باشد

مانند كسى كه متولد از مسلمان است ؛ پس ذبيحهء كافر - مشرك باشد يا غير او حتى بنابر اقوى اگر اهل كتاب هم باشد - حلال نمىباشد . و ايمان در او شرط نيست ؛ پس ذبيحهء همهء فرقه‌هاى اسلام حلال است غير از ناصبى اگر چه اظهار اسلام نمايد . ( 2 )

مسألهء 2 - مرد بودن و بلوغ و غير آن در ذابح شرط نيست

؛ پس ذبيحهء زن تا چه رسد به خنثى حلال است . و همچنين است ذبيحهء حائض و جنب ، و نفساء و بچه در صورتى كه مميّز باشد و اعمى و ختنه نشده و ولد زنا . ( 3 )

مسألهء 3 - ذبح به غير آهن در صورت اختيار ، جايز نيست

؛ پس اگر به غير آهن - در صورتى كه دسترسى به آهن باشد - ذبح شود حلال نمىباشد ، اگر چه از معادن باشد مانند برنز و مس و طلا و نقره و غير اينها . ولى اگر آهن نباشد و ترس مردن ذبيحه به تأخير ذبح آن باشد يا اضطرار به آن پيدا كند ، به هر چيزى كه اعضاى ذبح را جدا مىكند ، ذبح آن جايز است و لو اينكه نى يا قطعه گچ يا سنگ تيز يا شيشه يا غير اينها باشد البته در وقوع تذكيه به دندان و ناخن در صورت ضرورت ، اشكال است اگر چه عدم وقوع تذكيه به آنها در حالى كه متّصل به محل خودشان باشند ، خالى از رجحان نيست . و احتياط آن است كه در صورت انفصال آنها هم اجتناب شود اگر چه وقوع آن خالى از قرب نمىباشد . ( 4 )

مسألهء 4 - در ذبح ، واجب است بريدن تمام چهار عضو :

« حلقوم » و آن مجراى دخول و خروج نفس است و « مرى » و آن مجراى طعام و آشاميدنى است و جاى آن زير گلو است و « دو رگ » و آنها دو رگ كلفتى هستند كه گلو و مرى را احاطه نموده‌اند ، و چه بسا بر اين چهار تا اوداج ( رگهاى ) اربعه اطلاق مىشود و لازم است كه آنها قطع و جدا شوند . پس شكافتن آنها بدون آنكه قطع و جدا شوند ، كفايت نمىكند . ( 5 )

مسألهء 5 - جاى بريدن در گلو زير دو طرف استخوان فكّ پائين است به طورى كه رگهاى چهارگانه بريده شود

و لازم است كه زير گره‌اى كه در زبان اهل اين زمان جوزه گفته مىشود ، بريده شود و خود آن گره ( جوزه ) در طرف سر قرار بگيرد نه در جثه و بدن . و اين بنابراين است كه ادعا مىشود كه حلقوم يا اعضاى چهارگانه به آن گره اتصال دارد به طورى كه اگر تمام آن گره طرف سر نرود و ذبح در زير آن قرار نگيرد تمام رگها بريده نمىشوند . و اين امرى است كه اهل خبره آن را مىداند . پس اگر چنين باشد يا علم به بريدن تمام آنها بدون آن حاصل نشود ، لازم است كه مراعات شود ، كما اينكه لازم است كه چيزى از رگهاى چهارگانه طرف سر بيافتد