تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
نفوذ كند پس از آنچه كه به وسيله گلوله‌اى كه چنين نيست ، كشته شود بايد اجتناب شود اگر چه با قوتش آن را پاره و جرح نمايد . و اينكه در مسأله گذشته گفتيم كه مقتول گلوله حرام است ، غير اين گلوله‌اى است كه به جهت تيزيش نفوذ مىكند و پاره مىكند . ( 1 )

مسألهء 9 - در حلال بودن شكار به وسيله جمادى ، يكى بودن شكارچى و يكى بودن وسيله ، معتبر نيست

؛ پس اگر يك نفر تير بزند و ديگرى با سر نيزه طعن وارد نمايد و هر دو ذكر خدا نمايند و هر دو شكار را به قتل برسانند ، حلال مىشود در صورتى كه شرايط در آنها جمع باشد . بلكه اگر يكى سگش را به سوى شكار بفرستد و ديگرى آن را به تيرى بزند و به وسيلهء هر دو كشته شود حلال مىشود . ( 2 )

مسألهء 10 - تمام آنچه كه در شكار به وسيلهء جاندار شرط است در شكار به وسيلهء جماد هم شرط مىباشد

پس شرط است كه شكارچى مسلمان باشد و در وقت به كار بردن وسيله ، ذكر خدا كند و به جهت شكار ، آن را به كار برد . پس اگر به سوى هدفى يا به سوى دشمن يا به سوى خوك تير بيندازد و به آهو بخورد و آن را به قتل برساند حلال نمىشود اگر چه به جهت يكى از اغراض ، ذكر خدا را هم بنمايد . و همچنين است اگر از دستش در رود و به آن بخورد و آن را به قتل برساند . و اينكه به طور زنده در زمانى كه براى ذبح كافى باشد ، به آن نرسد پس اگر به اين صورت به آن برسد ، فقط به ذبح ، حلال مىشود ، و كلام در واجب بودن مسارعه و عدم آن همان است كه گذشت . و اينكه وسيلهء حلال‌كننده در قتل شكار ، مستقل باشد ؛ پس اگر در قتل آن ، وسيله ديگرى با آن شريك شود ، حلال نمىشود بنابراين ، اگر بعد از خوردن تير به آن ، از روى كوه بيفتد يا در آب بيفتد و مردن آن ، به آنها مستند شود بلكه اگر چه معلوم نشود كه تير به طور مستقل آن را كشته باشد ، حلال نمىشود . و همچنين است اگر دو نفر به آن تير بزنند و هر دو آن را بكشند و شرايط در يكى از آنها نباشد . ( 3 )

مسألهء 11 - در مباح شدن شكار ، مباح بودن وسيله شرط نيست

؛ پس شكار به وسيلهء سگ يا تير كه غصبى باشند حلال است ، اگر چه كار حرامى كرده‌اند و اجرت آن به عهدهء او است و شكارچى - نه صاحب وسيله - مالك شكار مىشود . ( 4 )

مسألهء 12 - حيوانى كه به سبب سگ و وسيله جمادى با شرايط آن ، كشته و حلال مىشود هر حيوان ممتنع وحشى است

از پرنده يا غير آن چه اصلا چنين است مانند كبوتر و آهو و گاو وحشى يا اهلى باشد سپس وحشى گردد يا عصيان نمايد مانند گاوى كه به شكل وحشى سر پيچى مىنمايد و مانند شترى كه اين چنين است . و همچنين است هر چهار پايى كه هجوم‌كننده است مانند گاوميش وحشى و مانند آن ؛ و خلاصه هر آنچه كه زير دست نيايد و غالبا قدرتى بر آن