شعبان شروع به روزه نمايد ؛ و برايش جايز نيست كه به شعبان ، اكتفا نمايد .
و همچنين سى و يك روز قبل از اضحى شروع در روزه ، جايز است و سى روز قبل از آن جايز نيست .
( 1 )
مسألهء 10 - كسى كه دو ماه روزه بر او واجب است اگر از اول ماه شروع كند دو ماه هلالى كفايت مىكند
اگر چه ناقص باشند . و اگر در اثناى آن شروع نمايد در آن وجوه بلكه اقوالى است كه وجيهترين آنها شكستن دو ماه و تكميل نقصى آن مىباشد . پس اگر در دهم شوّال شروع به روزه كند با روزهء نهم ذى الحجّه تمام مىشود . و بين اينكه ناقص باشند يا كامل يا مختلف فرقى نمىباشد ؛ و احوط آن است كه شصت روز روزه بگيرد . و اگر بواقع شدن چيزى كه شرعا به پىدرپى بودن ، ضررى نمىرساند بين روزها تفريق حاصل شود ، همان متعين مىشود و شصت روز واجب مىشود .
( 2 )
مسألهء 11 - در اطعام واجب در كفارات بين سير كردن مسكينها و تحويل دادن به آنها مخيّر است .
و سير كردن بعضى و تحويل دادن به بعضى ديگر ، جايز مىباشد . و سير كردن اندازهاى ندارد بلكه معيار آن است كه به مقدار سيرى بخورند كم باشد يا زياد . و اما در تحويل دادن به آنها بايد حدّ اقل يك مدّ باشد و افضل بلكه احوط دو مد است . و در هر دو طرز بايد عدد شصت يا ده كامل باشد ؛ پس دو مرتبه سير كردن سى نفر يا پنج نفر ، يا تحويل دو مد به هر يك از آنها مجزى نمىباشد .
و در تحويل دادن و يا سير كردن ، واجب نيست كه تمام عدد اجتماع نمايند ، بلكه اگر شصت نفر را در اوقات متفرق از شهرهاى مختلف اطعام نمايد و لو اينكه اين را در يك سال و ديگرى را در سال ديگر ، طعام دهد ، مجزى و كافى است .
( 3 )
مسألهء 12 - در سير كردن ، واجب است كه هر كدام از آن عدد را يك مرتبه سير نمايد
اگر چه افضل آن است كه صبحانه و شام يك روز و شب آن باشد .
( 4 )
مسألهء 13 - هر چه كه براى غالب مردم غذا و روزى باشد از پختنى و اقسام غذاهايى كه درست مىكنند [ كافى است ] .
و از نان ، هر جنسى كه بين آنها متعارف است با آن نان مىپزند از گندم يا جو يا ذرت يا ارزن و غير اينها اگر چه با خورشت نباشد ، در سير كردن كافى است ؛ ولى در كفاره قسم و هر چه كفارهء آن را دارد ، احتياط آن است كه به پستتر از آنچه كه به اهل خود طعام مىدهد ، اطعام و بلكه تحويل آن ، ندهد ؛ اگر چه كافى بودن آنچه كه ذكر شد هم در آن خالى از قوت نيست . و افضل آن است كه با خورشت باشد و آن عبارت است از هر چه كه عادتا با