تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
نرسد تا بميرد وصيت بر وصى لازم مىباشد و حق ردّ ندارد . بلكه اگر به او نرسد كه به او وصيت كرده و او را وصى خود قرار داده است مگر بعد از مرگ موصى ، وصايت او لازم است و حق ردّ آن را ندارد . ( 1 )

مسألهء 42 - براى موصى جايز است كه وصايت را براى دو نفر يا بيشتر قرار دهد

، پس اگر بر استقلال و انفراد براى هر يك از آنها را تصريح نمايد يا در كلامش ظهورى و لو به قرينهء حال يا مقال در آن داشته باشد ، بايد همان متابعت شود و گرنه هيچ كدام از آنها در تصرف - نه در همهء وصيت او و نه در قسمتى از آن - استقلال ندارند و حق ندارند كه ثلث را تقسيم نمايند و هر كدام از آنها در نصف آن به تنهايى باشند ؛ و در اين ، بين اينكه بر آنها با هم بودن را شرط كرده باشد يا مطلق باشد ، فرقى نيست . و اگر منازعه كنند و اجتماع ننمايند ، حاكم آنها را بر آن مجبور مىكند ، پس اگر متعذر باشد عوض مىشوند . و اين در صورتى است كه نزاع آنها به جهت اختلاف آنها در اجتهاد و نظرشان نباشد و گرنه آنها را بر نظر سومى ملزم مىكند در صورتى كه در نظر آنها ، عمل به وصيت ، تعطيل شود ، پس اگر خوددارى نمايند عوض مىشوند و اگر يكى از آنها خوددارى كند ، عوض مىشود . ( 2 )

مسألهء 43 - اگر يكى از دو وصى بميرد يا ديوانگى يا غير آن از چيزى كه موجب بر طرف شدن وصايت او باشد ، بر او عارض شود

، در صورت مستقل نبودن هر يك از آنها احوط آن است كه حاكم ، شخصى را به او ضميمه كند ، بلكه لزوم آن خالى از قوت نيست . و اگر دو تا با هم بميرند ، احتياج به نصب كسى از طرف حاكم دارد . و آيا لازم است كه دو نفر را نصب نمايد يا نصب يكى جايز است در صورتى كه كافى باشد ؟ دو وجه است كه احوط آنها اولى است و اقواى آنها دومى است . ( 3 )

مسألهء 44 - جايز است كه در چيزى به شخصى و در چيز ديگر به شخص ديگرى وصيت نمايد

و يكى از آنها با ديگرى شريك نمىباشد . ( 4 )

مسألهء 45 - اگر بگويد : « به زيد وصيت مىكنم و اگر او بميرد به عمرو وصيت مىكنم » صحيح است

و بعد از مرگ او وصى مىباشد . و همچنين است اگر بگويد : « به زيد وصيت مىكنم و اگر پسرم بزرگ شد يا از فسقش توبه نمايد يا مشغول به علم شود او وصى من مىباشد » اين وصيت صحيح است و وصايت زيد با پيدا شدن آنچه كه ذكر شد پايان مىپذيرد . ( 5 )

مسألهء 46 - اگر خيانت وصى آشكار شود بايد حاكم او را عزل نمايد

و شخص ديگرى را جاى او نصب كند يا شخص امينى را به او ضميمه نمايد بر حسب آنچه را كه مصلحت مىداند ، و اگر ناتوانى او به طور مستقل آشكار شود ، بايد كسى را جهت مساعدت او به او ضميمه نمايد . و اما