تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
موصى به ، استقرار پيدا مىكند كه دو برابر آنچه وصيّت نموده به وارث برسد پس اگر مالى به اين مقدار نزد ورثه داشته باشد . ملكيت تمام مال معيّن مستقر مىشود ، پس موصى له يا وصى ، حق هر نوع تصرف در آن دارند . و اگر غير از آنچه تعيين كرده ، غائب باشد ، متوقف بر حصول دو برابر آن در دست ورثه مىباشد . ولى موصى له يا وصى حق تصرف در ثلث مشاع آن عين به تصرّفى مانند انتقال به ديگرى دارند ؛ بلكه حق دارند كه مطالبهء تعيين ثلث آن را نمايند تا در آن هرطور كه بخواهند ، تصرف نمايند اگر چه ورثه حق تصرف در دو ثلث ديگر آن عين را به هيچ وجهى ندارند . و اگر چيزى از آن به دست ورثه حاصل نشود با موصى له در مال معين به طور سه قسمت شريك مىباشند ثلث مال موصى له و دو ثلث مال ورثه مىباشد . ( 1 )

مسألهء 38 - براى موصى جايز است كه شخصى را جهت تنجيز وصيت‌هايش و تنفيذ آنها معين كند

، پس همان متعين مىشود و به او موصى اليه و وصى گفته مىشود و در او بلوغ و عقل و اسلام شرط است ؛ پس وصى شدن بچه و ديوانه و كافر از مسلمان اگر چه ذمى قريب باشد ، صحيح نيست . و آيا عدالت در او معتبر است يا ثقه بودن كفايت مىكند ؟ دومى بعيد نيست اگر چه احتياط اولى است . ( 2 )

مسألهء 39 - وصى شدن بچه به طور تنهايى صحيح نيست و اما منضم به كامل باشد اشكالى ندارد

؛ پس شخص كامل تا زمان بلوغ او ، مستقلا تصرف مىكند . بنابراين ، اگر بالغ شود در وقت بلوغش با او شريك مىشود و حق ندارد كه در مواردى كه شخص كامل قبلا آن را امضا نموده ، اعتراض نمايد مگر آنچه بر خلاف وصيت ميّت باشد ، پس به وصيت او برمىگرداند و اگر بچه بميرد يا بالغ شود ولى عقلش فاسد باشد ، شخص كامل به طور تنهايى به وصيّت عمل مىكند . ( 3 )

مسألهء 40 - اگر وصى بعد از مردن موصى ديوانه شود آيا وصايت او باطل است يا نه ؟ دومى خالى از وجه نيست

اگر چه تصرفاتش نافذ نمىباشد . پس اگر افاقه پيدا كند تصرفاتش جايز است ، ليكن احوط آن است كه ، حاكم او را نصب نمايد . ولى اگر ديوانگى او به طورى باشد كه اميد بر طرف شدن او نباشد ، ظاهر آن است كه باطل باشد . ( 4 )

مسألهء 41 - احتياط آن است پسر ، وصايت پدرش را رد نكند

؛ ولى قبول وصايت بر غير پسر ، واجب نيست و حق دارد وصايت را مادامىكه موصى زنده باشد ، رد نمايد به شرطى كه ردّ را به او برساند . اگر چه احتياط و بهتر آن است كه در جايى كه موصى از وصيت نمودن به غير او ، تمكن نداشته باشد ، رد ننمايد ؛ پس اگر رد او بعد از مردن موصى يا قبل از آن باشد و ليكن به او