تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
( 1 )

مسألهء 6 - در قبول هر چه كه بر رضايت دلالت كند ، از قول يا فعل كفايت مىكند

مانند گرفتن موصى به و تصرف در آن به قصد قبول . ( 2 )

مسألهء 7 - بين وقوع قبول در حيات موصى يا بعد از موت او فرقى نيست

، كما اينكه در قبولى كه بعد از مدت واقع شده ، بين اينكه متصل به مرگ بوده يا مدتى از آن متأخر باشد ، فرقى نمىباشد . ( 3 )

مسألهء 8 - اگر بعضى از وصيت را رد كند و قسمتى ديگر را قبول نمايد بنابر اقوى در آنچه كه قبول نموده ، صحيح است

و نسبت به آنچه كه رد كرده باطل است مگر اينكه به مجموع آن از حيث اينكه مجموع است ، وصيت كرده باشد . ( 4 )

مسألهء 9 - اگر موصى له در حيات موصى يا بعد از مرگ او ، قبل از آنكه ردّ يا قبولى از او صادر شود ، بميرد ورثه‌اش در ردّ و قبول آن ، جاى او مىباشند

، پس با قبولشان ، مالك موصى به مىشوند ؛ مانند مورثشان در صورتى كه موصى از وصيتش برنگردد . ( 5 )

مسألهء 10 - ظاهر آن است كه وارث مال را ابتداء از موصى مىگيرد نه آنكه اولا به موصى له منتقل سپس به وارث او انتقال پيدا كند

، اگر چه تقسيم آن بين ورثه - در صورت متعدد بودن آنها - بر اساس تقسيم ارثيه است . بنابراين از موصى به ديون موصى له خارج نمىشود و وصيت‌هايش در آن نافذ نمىباشد . ( 6 )

مسألهء 11 - اگر بعضى از ورثه قبول كند و بعضى از آنان رد نمايند وصيت نسبت به سهم كسى كه قبول نموده صحيح است

و به نسبت سهم كسى كه رد نموده است باطل است . ( 7 )

مسألهء 12 - بلوغ و عقل و اختيار و رشد در موصى معتبر است

؛ پس وصيت بچّه صحيح نيست ولى بنابر اقوى وصيت بچه‌اى كه به ده سالگى رسيده باشد در صورتى كه در نيكى و معروف باشد ، صحيح است مانند ساختن مساجد و پل‌ها و وجوه خيرات و نيكىها . و همچنين وصيت ديوانه و لو اينكه ادوارى باشد در دور ديوانگيش ، صحيح نيست . و وصيت مست و مجبور و محجور عليه در صورتى كه به مالى كه در آن محجور است تعلق داشته باشد ، صحيح نيست . ( 8 )

مسألهء 13 - در موصى - علاوه بر آنچه كه ذكر شد - معتبر است كه عمدا قاتل خودش نباشد

پس كسى كه زخمى را بر خود بزند يا سمّى بنوشد يا خودش را از جاى بلندى بيندازد و مانند اينها از چيزهايى كه موجب قطع يا گمان است كه او را به هلاكت مىرساند وصيت او در اين حال كه به اموالش تعلّق دارد ، صحيح نيست . و اگر آنچه را كه ذكر شد ، به طور اشتباهى انجام دهد يا گمان سلامت او باشد ، ولى اتفاقا به همان كار بميرد ، وصيتش نافذ مىباشد . و اگر وصيّت كند سپس چيزى را در خودش احداث كند كه به هلاكتش منتهى شود ، وصيتش باطل نمىشود اگر چه در وقت وصيّت ، بنا داشته است كه بعدا چنين كارى را انجام دهد .