تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
جهت مقصوده ، اصلا نباشد ؛ بلكه بر همان حال باقى مىمانند . اين نسبت به عين‌هاى آنها است . ( 1 ) و امّا آنچه متعلق آنها است از قبيل وسائل و فرش و پارچه‌هاى ضريحها و نظاير اينها ، پس مادامىكه باقى هستند و استفاده از آنها ممكن است ، فروش آنها جايز نيست . و اگر انتفاع از آن در محلى كه برايش آماده شده به غير آن استفاده‌اى كه جهت آن تهيّه شده بود ، ممكن باشد ، نيز بايد به همان حال باقى بماند . پس فرشى كه به مسجد يا زيارتگاهى تعلّق دارد اگر فرش نمودن آن در همان محل ممكن باشد ، بايد به همان حال در آنجا باقى بماند و اگر فرض شود كه آنجا به طور كلى بىنياز از فرش شدن است ، و ليكن به پرده و پوششى احتياج دارد كه اهل آن را از گرما يا سرما مثلا نگهدارد ، بايد آن را پرده و پوشش آنجا قرار داد . و اگر فرض شود كه اين محل به طور كلى مستغنى از اين فرش مىباشد به طورى كه نگهداشتن آن ، فقط موجب خرابى و ضرر و تلف شدن آن مىباشد ، بايد آن فرش را در جاى ديگرى كه مماثل آن است قرار داد ، به اينكه فرش مسجد براى مسجد ديگر و مال زيارتگاه براى زيارتگاه ديگر قرار داده شود . پس اگر مماثل نبود يا به طور كلى از آن مستغنى بود در مصالح عمومى قرار داده مىشود ؛ و اين در صورتى است كه باقى بوده و استفاده از آن ممكن باشد . و اما اگر فرض شود كه استفاده از آن ممكن نباشد مگر اينكه فروخته شود و طورى است كه اگر بماند خراب و تلف مىشود ، بايد فروخته شود و ثمن آن در آن محل در صورتى كه احتياج به آن دارد ، مصرف شود و گرنه در مماثل آن سپس در مصالح عمومى بر حسب آنچه كه گذشت صرف مىشود . ( 2 )

مسألهء 72 - كما اينكه فروش اوقاف بر جهات عامه جايز نيست ، ظاهرا اجاره آنها هم جايز نمىباشد .

و اگر غاصبى آنها را غصب نمايد و غير از آن منافع مقصوده را از آنها استفاده كند كما اينكه مسجد يا مدرسه را خانه سكونت قرار دهد بعيد نيست كه در مثل مدرسه‌ها و كاروانسراها و حمامها - نه مساجد و زيارتگاهها و قبرستانها و پل‌ها و مانند اينها - اجرة المثل بر او لازم باشد . و اگر تلف كننده‌اى عين آنها را تلف كند ، ظاهرا ضامن مىباشد ؛ پس قيمت آنها از او گرفته مىشود و در تحصيل عوض چيزى كه تلف شده و يا در مثل آن ، صرف مىشود . ( 3 )

مسألهء 73 - فروش وقفهاى خاص مانند وقف بر اولاد ، و وقفهاى عامى كه بر عنوانهاى عمومى مىباشد مانند فقرا ، و انتقال آنها با يكى از اسباب نقل جايز نيست

مگر به جهت عروض و پيدا شدن بعضى از عوارض . و عوارض چند امر است : ( 4 )

اول - وقفى كه خراب شود به طورى كه ممكن نباشد اعادهء آن به حالت اولش

و نيز انتفاع از آن ممكن نباشد مگر به فروش و استفاده از ثمن آنها مانند حيوان ذبح شده و تنهء درخت كه