نباشد ، مانند بخشش و هديه و جايزهها و ارثيهاى كه گمان آن را نداشته است و همچنين است در آن چيزى كه از راه صدقه مستحب ، مالك مىشود . اگر چه تعلّق نگرفتن خمس به غير منافع آنچه كه در مسمّاى كسب داخل است ، خالى از قوّت نيست ، كما اين كه اقوى آن است كه به مطلق ارث و مهر و عوض خلع تعلّق نمىگيرد ، و احتياط خوب است . و در آنچه كه با ( گرفتن ) خمس يا زكات ملك او شده اگر چه از مخارج سالش زياد بيايد ، خمس ( واجب ) نيست . ولى اگر قصد داشته باشد كه با نگهداشتن آنها ، سود و رشد آنها را به چنگ آورد ، ( با چنين قصدى ) خمس در نماى آنها واجب است نه مطلقا .
( 1 )
مسألهء 8 - اگر چيزهايى داشته باشد كه خمس به آنها تعلّق نگرفته يا خمس آنها را داده است
و قيمت آنها در بازار بالا رود خمس آن زياده ، بر او واجب نيست در صورتى كه آن چيزها عين مال تجارت و سرمايه تجارت نباشند مانند اين كه مقصود او از خريد او ابقاء آنها ، نگهدارى خود آنها و بهره بردن از منافع و نماء آنها باشد . و امّا اگر مقصود اين باشد كه با آنها تجارت كند ظاهر آن است كه خمس ترقّى قيمت آنها پس از تمام شدن سال واجب است به شرط آنكه فروش آنها و گرفتن قيمتش ممكن باشد .
و اگر فقط در سال بعد ممكن باشد زيادى قيمت بنابر اظهر از منافع آن سال مىباشد نه سال گذشته .
( 2 )
مسألهء 9 - اگر بعضى از مالهايى كه با آنها تجارت مىكند و قيمتش بالا رفته در آخر سال نزد او موجود باشد
و بعضى از آنها ( هم ) دين بر مردم باشد ( يعنى از مردم طلبكار باشد ) پس اگر آنچه را موجود است بفروشد يا فروختن و گرفتن قيمت آن ممكن باشد ، خمس سود و زيادى قيمت آن بر او واجب است و امّا آن را كه از مردم طلب دارد پس اگر مطمئن باشد كه هر وقت بخواهد ، آن را به دست مىآورد بطورى كه مانند موجود نزد او باشد خمس زياده بر سرمايهاش را بايد بدهد ، و آنچه را مطمئن بدست آمدنش نباشد ، تا زمان حصول آن طلب صبر مىكند پس هر وقت آن را گرفت ، آن زيادى از منافع سالى كه به دستش آمده مىباشد .
( 3 )
مسألهء 10 - در اين قسم ، خمس بعد از كم كردن غرامتها و مخارجى كه در به دست آوردن نماء و سود به مصرف رسيده ، مىباشد
، و فقط به آن ( مقدارى ) كه از مخارج سال اضافه آمده ، تعلّق مىگيرد ، ( و مراد از سال ، سالى است ) كه اول آن حال شروع در كسب است در مورد كسى كه كار او كسب و به دست آوردن منافع تدريجى و مثلا روز به روز است ، و در مورد كسى كه كاسب نيست ، وقت پيدا شدن سود و فايده است ؛ پس ابتداى سال كشاورز ، وقت پيدا شدن فايدهء زراعت و رسيدن آن به دستش مىباشد و آن وقتى است كه غلّه را پاك كند . و