( 1 ) ( و در اينجا دو مقصد است ) ( 2 )
مقصد اوّل در زكات مال است
( 3 ) و كلام در مورد كسى كه زكات بر او واجب مىشود ، و در مورد آنچه زكات در آن واجب است ، و در اصناف مستحقين زكات و مصارف آن ، و در اوصاف آنان ، مىباشد .
( 4 )
گفتارى در مورد كسى كه زكات بر او واجب است
( 5 )
مسألهء 1 - در كسى كه زكات بر او واجب است امورى شرط است :
( 6 )
اوّل آنها - بلوغ است
؛ پس زكات بر نابالغ واجب نيست . البته اگر ولى شرعى برايش تجارت كند ، براى ولىّ او مستحب است كه زكات مال او را بدهد چنان كه براى ولى مستحب است زكات غلّات او را بدهد . و امّا بر حيوانات او بنابر اقوى زكات تعلّق نمىگيرد . و در آنچه تعلق زكات مشروط به سال است بلوغ از اول سال معتبر است ؛ و در غير آن ، ( بلوغ ) قبل از وقت تعلّق زكات ، ( معتبر است ) .
( 7 )
دوّم آنها - عقل است
؛ پس در مال ديوانه واجب نيست . و در آنچه سال معتبر است عاقل بودن در تمام سال لازم است ؛ و در غير آن ( عاقل بودن ) در حال تعلق زكات ( لازم است ) . بنابراين اگر ( در بين سال ) جنون پيدا شود - نسبت به آنچه سال معتبر است - ( جنون ) سال را قطع مىكند . بر خلاف خوابيدن ، بلكه و مستى و بيهوشى بنابر اقوى ( كه موجب قطع سال نمىشود ) .
البته اگر عروض ديوانگى زمانش كوتاه باشد ، در اين كه سال قطع شود اشكال است .
( 8 )
سوّم آنها - آزاد بودن است
؛ پس بر بنده ، زكات واجب نيست اگر چه او را مالك بدانيم .
( 9 )
چهارم آنها - ملك بودن است
؛ پس در هبه و قرض ، زكات نيست مگر بعد از قبض آنها . و ( همچنين ) در مالى كه براى او وصيّت شده ( زكات واجب نيست ) مگر بعد از فوت موصى و قبول وصيّت ؛ زيرا قبول آن در تحقق ملك براى شخصى كه برايش وصيّت شده بنابر اقوى معتبر است .