پس از آنكه نزد كسى كه مايل است قيمتگذارى كند بخواهد آن را بفروشد مالك به خريد آن از ديگران سزاوارتر است ؛ ولى بر طرف شدن كراهت معلوم نيست . البته اگر صدقه جزئى از يك حيوان باشد كه فقير نتواند از آن بهرهاى ببرد و غير از مالك كسى ديگرى آن را نخرد و يا آنكه با خريد ديگرى بر مالك زيان وارد شود مىتواند مالك بدون كراهت آن را بخرد .
( 1 )
مسألهء 15 - اگر شخصى زكات خود را به كسى بدهد كه آن را در مورد فقرا به مصرف رساند
يا خمس مال خود را بدهد كه در مورد سادات مصرف كند و مورد مخصوصى را معيّن نكند و خود آن شخص كه مال را گرفته مورد مصرف ( و مستحقّ زكات يا خمس ) باشد ، و عبارت مالك از او منصرف نباشد مىتواند به اندازهء يكى از آنان ( فقراء يا سادات ) و نه بيشتر براى خود بردارد ، و نيز مىتواند آن را خرج عيالات خود كند ، مخصوصا اگر مالك بگويد اينها براى فقرا و يا براى سادات است يا ( بگويد ) اين مال مصرفش فقرا يا سادات است ؛ اگر چه احتياط ( مستحبّ ) آن است كه براى خود برندارد مگر با اذن صريح مالك . و همچنين است حكم ، اگر مال ديگرى به او داده شود كه در طايفه خاصّى مصرف كند و خود او داراى همان صفت و خصوصيّت باشد .
( 2 )
مقصد دوّم در زكات بدن - فطره -
( 3 ) « زكات بدن » همان است كه « زكات فطره » ناميده مىشود ، و همانا دربارهء اين زكات ، ( حديث ) وارد شده كه همانا « هر كس آن را ندهد ترس فوت او هست » . و ( نيز روايت شده كه ) « همانا زكات فطره جزء تكميل روزه است ، چنان كه صلوات بر پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) جزء تكميل نماز است » . و ( اكنون ) سخن ( و بحث ) دربارهء كسى است كه زكات فطره بر او واجب است و در جنس و مقدار و وقت و مصرف آن است .
( 4 )
گفتارى در مورد كسى كه زكات فطره بر او واجب است
( 5 )
مسألهء 1 - زكات فطره بر شخص مكلّف و آزادى كه فعلا بىنياز يا در حكم بىنياز باشد
( يعنى مخارج سال خود را فعلا دارد يا كسب و كارى دارد كه به تدريج آن را تأمين مىكند ) واجب است ؛ پس نه بر كودك واجب است و نه ديوانه ، و لو آنكه ادوارى باشد اگر غروب شب عيد ، دور جنون او باشد ، بر ولىّ آن دو واجب نيست كه از جانب آنان از مالشان زكات فطره ادا كند ، بلكه اقوى آن است كه زكات كسانى كه نانخور كودك و ديوانه مىباشند ( نيز ) از گردن آن دو ساقط است . و بر كسى كه هنگام غروب شب عيد بىهوش باشد واجب نيست ، و بر بنده