اول ، مقدم است و ديگرى مجبور به آن مىگردد ؛ مگر اين كه تقسيم بدون ضر ، منحصر به طرز دوّم باشد كه در اين صورت ، شريك اوّلى مجبور به آن مىشود .
( 1 )
مسألهء 10 - اگر بين دو نفر حمام و مانند آن از چيزهايى كه قابل تقسيم بدون ضرر نمىباشد ، مشترك باشد
، ممتنع مجبور ( به تقسيم ) نمىشود .
ولى اگر بزرگ باشد بطورى كه ( بعد از تقسيم ) بشود به عنوان حمام از آن استفاده كرد بدون آن ضررى باشد و لو به اين كه موتور خانهاى يا چاه ديگرى احداث شود ، اقرب آن است كه اجبار شود .
( 2 )
مسألهء 11 - اگر براى يكى از دو شريك يك دهم خانهاى مثلا باشد
، و آن براى سكونت ، صلاحيت نداشته و با تقسيم به او ضرر مىرسد - نه به شريك ديگر - پس اگر او براى غرضى تقاضاى قسمت نمايد ، شريك او مجبور مىشود ، ولى اگر شريك ديگر تقسيم آن را خواستار شود ، او مجبور به آن نمىشود .
( 3 )
مسألهء 12 - در ضررى كه مانع از اجبار مىشود پيدا شدن نقصانى در عين يا قيمت ، به سبب تقسيم به مقدارى كه عادتا در آن مسامحه نمىشود ، كفايت مىكند
، اگر چه مال به طور كلى از قابليّت استفاده بردن ساقط نشود .
( 4 )
مسألهء 13 - در قسمت كردن بايد سهمها برابر سپس قرعه انداخته شود .
امّا كيفيّت برابر كردن ( سهمها ) : پس اگر حصههاى شركا مساوى باشد ، مانند اين كه دو نفر باشند و براى هر كدام نصف باشد ، يا سه نفر و براى هر يك از آنها ثلث باشد ، و همچنين ، سهمها به تعداد افراد برابر مىشود و هر سهمى با علامتى كه آن را از ديگرى جدا كند علامتگذارى مىگردد . پس اگر قطعه زمينى متساوى الاجزاء مثلا ميان سه نفر باشد ، سه قطعه مىشود كه مساحت هر سه مساوى باشد ، و با علامتى مشخص مىشوند ، مثلا ( شمارهء ) اوّل براى يكى از آنها ، و دوّم براى ديگرى ، و سوّم براى سومى . و اگر خانهاى باشد كه داراى چند اطاق و بين چهار نفر مثلا ( مشترك ) باشد ، در صورتى كه قسمت افراز جز با ضرر امكان نداشته باشد چهار قسمت تقسيم مىشود ، بطورى كه قيمت همهء قسمتها مساوى باشد ؛ و هر كدام از قسمتها با علامتى جدا مىشود مانند قطعهء شرقى ، و غربى ، و شمالى ، و جنوبى ، كه با اين چنين حدودى محدود مىباشند .
و اگر حصهها متفاوت باشد مانند اين كه مال بين سه نفر ( مشترك ) باشد ( بطورى ) كه يك ششم براى عمرو و يك سوم براى زيد و نصف براى بكر باشد ، سهمها بر اساس كمترين حصهها قرار داده مىشود . پس در مثال ، سهمها را شش سهم مىكنند كه هر كدام از آنها با علامتى علامتگذارى مىشود ؛ همانگونه كه گذشت .