تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
مانند مسافرت‌هاى طولانى كه زياد خطر دارد ، لازم است كه با آن معامله كسى را بكند كه برايش نشانه مرگ پيدا شده ؛ مطابق بر آنچه تفصيلا گذشت . ( 1 )

مسألهء 20 - مستودع امين است كه اگر وديعه در دست او تلف شود و يا عيب پيدا كند ضمانى بر او نيست

مگر هنگام كوتاهى و زياده‌روى ، كما اين كه در هر امينى وضع اين است ، امّا كوتاهى ، عبارت است از اهمال در محافظت آن ، و ترك آنچه بطور جريان عادى در حفظ آن اثر دارد ، به طورى كه با وجود آن در عرف مردم ، ضايع‌كننده و مسامحه كار به شمار مىآيد . مانند اين كه آن را جايى كه محفوظ نيست بيندازد و برود و مراقب آن نباشد ، يا به چارپا آب و علف ندهد ، يا در تابستان لباس پشمى و ابريشمى را ( جهت هوا ديدن ) پهن نكند ، يا آن را وديعه بگذارد ، يا در چيزهايى كه رطوبت آن را خراب مىكند ، مانند كتابها و بعضى از پارچه‌ها ، آن را از رطوبت حفظ نكند ، يا آن را به مسافرت ببرد . البته اينكه هر مسافرتى ، يا بردن هر وديعه‌اى به مسافرت ، تفريط باشد ممنوع است . و امّا تعدّى و زياده‌روى عبارت از اين است كه در آن تصرفى كند كه مالك به او اذن نداده است مثل اينكه لباس را بپوشد ، يا فرش را پهن كند يا سوار چارپا شود در صورتى كه حفظ وديعه متوقف بر تصرف ( در آن ) نباشد مانند اين كه حفظ لباس و فرش از كرم ، متوقف بر پوشيدن و پهن نمودن باشد . يا نسبت به وديعه چيزى از او صادر شود كه با امين بودن ناسازگار است و دست او بر آن به نحو خيانت باشد مانند اين كه بدون مصلحت وديعه و بدون عذرى مثل فراموشى و مانند آن ، آن را انكار نمايد . و گاهى تفريط با تعدى ( كوتاهى و زياده‌روى ) با هم اجتماع پيدا مىكنند مانند اين كه لباس و پارچه و كتاب و مانند اينها را در جايى بيندازد كه آنها را خراب مىكند ، و شايد از اين قبيل باشد موردى كه چند درهم را مثلا در كيسهء مهر شده يا دوخته يا بسته شده به او به وديعه دهد پس مهر را بشكند يا دوختگى و بستگيش را باز كند بدون آن كه مصلحت و ضرورتى باشد . و از قبيل تعدّى است آنجايى كه وديعه را با مال خودش مخلوط كند چه با جنس خودش باشد يا به غير آن . و چه با مساوى باشد يا با بهتر از آن يا با پست‌تر از آن . و اگر آن را با جنس خودش از مال مودع ممزوج كند ، مثل اين كه چند درهم را در دو كيسه‌اى كه نه مهر دارد و نه بسته شده به او وديعه بدهد و او آنها را يك كيسه كند ، ظاهر آن است كه تعدى مىباشد در صورتى كه احتمال بدهد كه غرض مودع جدا بودن آنها تعلّق گرفته است تا چه رسد به اين كه چنين غرضى را احراز نموده باشد . ( 2 )

مسألهء 21 - مقصود از مورد ضمان بودن وديعه

به كوتاهى و زياده‌روى اين است كه ضمان آن - اگر تلف شود - بر مستودع است اگر چه مستند به كوتاهى و زياده‌روى او نباشد . و به عبارت ديگر دست امانى و غير ضمانى او به دست خيانت‌بار و ضمانت‌دار منقلب مىشود .