تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
( 1 )

كتاب اجاره

( 2 ) اجاره يا متعلق به اعيانى است كه مملوك است از قبيل حيوان يا خانه يا مزرعه يا كالا يا لباس و مانند اينها ؛ كه تمليك منفعت آنها را در برابر عوض ، فائده مىبخشد . يا متعلّق به انسان است مانند اينكه شخص آزاد خودش را براى كارى اجير نمايد كه غالبا تمليك كارش را به ديگرى در مقابل اجرتى كه قرار داده مىشود ، فايده مىدهد . و گاهى فايده‌اش تمليك منفعت وى است - نه كارش - مانند اين كه زن شيرده خودش را براى شير خوردن بچه اجاره دهد نه براى شير خوراندن به او . ( 3 )

مسألهء 1 - عقد اجاره عبارت از لفظى است كه مشتمل بر ايجابى باشد

كه عرفا با ظهورى كه دارد دلالت بر واقع ساختن نسبت خاصى كه تمليك منفعت يا تمليك عمل را در برابر عوضى به دنبال خود بياورد ، داشته باشد و ( مشتمل بر ) قبولى كه دلالت بر رضايت به آن ايجاب و تملك منفعت يا عمل آنها را در برابر عوض ، نمايد . و عبارت صريح در ايجاب : « اجاره دادم به تو يا كرايه دادم به تو اين خانه را مثلا به اين مبلغ » است و با مثل : « به ملك تو در آوردم منفعت خانه را » در حالى كه اراده اجاره كند ، صحيح است ؛ ليكن از عبارات صريحى كه اجاره را مىرساند نيست . و عربيّت در عقد اجاره معتبر نيست ، بلكه هر لفظى از هر لغتى باشد كه مقصود را بفهماند ، كفايت مىكند . و از شخص گنگ و مانند او ، اشاره‌اى كه مقصود را بفهماند جاى لفظ را مىگيرد مانند عقد بيع . و ظاهر آن است كه در قسم اول اجاره - يعنى جايى كه به اعيان مملوكه تعلق پيدا كند - معاطات جارى مىشود و با مسلط كردن ديگرى بر عينى كه داراى منفعت است در صورتى كه قصد تحقق اجاره يعنى نسبت خاص را بكند و با تحويل گرفتن عين توسط ديگرى به همين عنوان ، اجارهء معاطاتى تحقق پيدا مىكند . و بعيد نيست كه در قسم دوم ( اجير شدن اشخاص ) هم تحقق پيدا كند ، به اين كه شخص خودش را به همين عنوان تحت
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 485 | السيد الخميني / اسلامى