« بدرستى كه خدا تو را به نماز فرمان داده يا تو را از خوردن شراب نهى كرده است » مگر اينكه مقصود از امر به معروف و نهى از منكر ( با آن ) حاصل شود ، بلكه لا بد است اينكه بگويد : مثلا ، نماز بخوان ، يا شراب نخور ، و مانند اينها از جملاتى كه مفيد امر كردن و نهى نمودن از جانب وى مىباشد .
( 1 )
مسألهء 13 - در امر كردن و نهى نمودن ، قصد قربت و اخلاص معتبر نيست
بلكه اينها دو واجب توصّلى مىباشند ، براى ريشه كن كردن فساد و به پا داشتن واجبات . البته اگر قصد قربت داشته باشد در مقابل امر به معروف و نهى از منكر مأجور مىباشد .
( 2 )
مسألهء 14 - در وجوب انكار ، ( و نهى از منكر ) بين اينكه گناه كبيره باشد يا صغيره ، فرقى نيست .
( 3 )
مسألهء 15 - اگر به قصد رسيدن به حرام شروع به مقدمات آن نمايد
، پس اگر چنانچه معلوم باشد كه آن مقدمات او را به حرام مىرسانند نهى كردن او از حرام واجب است ، و اگر چنانچه معلوم باشد كه به حرام نمىرسانند نهى او واجب نيست مگر بنابر قول به اينكه مقدمات حرام ، يا تجرّى ، حرام مىباشد ؛ و اگر در موصل بودن آن شك نمايد ظاهر آن است كه ( نهى از آن ) واجب نمىباشد مگر بنابر مبنائى كه ذكر شد ( كه مقدمات حرام يا تجرّى حرام مىباشد ) .
( 4 )
مسألهء 16 - اگر شخصى قصد انجام حرامى را نمايد و در توانايى او بر آن كار شك باشد
ظاهر آن است كه نهى از آن ، واجب است ؛ ولى اگر گفتيم كه عزم بر معصيت حرام است نهى از آن واجب است .
( 5 )
گفتارى در مورد شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر
( 6 ) اين شرايط چند چيز است : ( 7 )
[ شرط ] اوّل اينكه : امركننده و نهىكننده بداند كه آنچه را كه شخص مكلّف ترك كرده يا انجام داده معروف يا منكر است
، پس بر كسى كه معروف و منكر را نمىشناسد واجب نيست و علم ( در امر به معروف و نهى از منكر ) مانند استطاعت در حج ، شرط وجوب است .
( 8 )
مسألهء 1 - در شناختن معروف و منكر ، بين قطع ، يا طرقى كه بر حسب اجتهاد معتبر است و يا تقليد فرقى نيست
؛ بنابراين ، اگر دو نفر از مجتهدى تقليد نمايند كه قائل به وجوب عينى نماز جمعه است و يكى از آنها نماز جمعه را ترك نمايد بر ديگرى واجب است كه او را امر به خواندن نماز جمعه كند . و همچنين اگر مجتهد آنها آب انگورى را كه با آتش جوش آمده ، حرام بداند و يكى از آنان مرتكب آن شود ، بر ديگرى واجب است او را نهى نمايد .
( 9 )
مسألهء 2 - اگر مسأله مورد اختلاف باشد
، و احتمال داده شود كه نظر فاعل آن كار يا تارك آن