تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
پنج شتر را رها كرده و براى همهء شترها از نو يك سال قرار مىدهد . و همچنين است اگر در بين سال نصاب مستقلّى را مالك شود ، مثل سى و شش يا چهل و شش و به همين منوال . و آغاز سال نوزادان ( گوسفند يا گاو و شتر ) و يا ملك جديد وقتى است كه آخرين عدد كه با آن نصاب كامل مىشود به دست آيد - اگر به تدريج و پراكنده حاصل مىشوند - . و در صورت دوّم ( كه ملك جديد مكمل نصاب باشد ) بعد از تمام شدن سال اصل ، براى همه ، يك سال ( جديدى ) قرار مىدهد و آغاز سال همه ، وقت پايان يافتن سال اصل است ؛ و بنابر اقوى آغاز سال نتاج ( يعنى نوزادان ) وقت بىنياز شدن آنها از شير به واسطهء چريدن نيست ، اگر چه مادران آنها علوفه خوار باشند . ( 1 )

گفتارى در مورد آخرين شرط

( 2 )

مسأله - شرط است در ( تعلق زكات به ) چهار پايان كه در هيچ وقت سال وسيله كار نباشند

و لو در قسمتى از سال چنين باشد در آنها زكات ( واجب ) نيست اگر چه ( تمام سال ) بيابان چر باشد و معيار در اينكه حيوان وسيله كار است ( يا نه ؟ ، نظر ) عرف است . ( 3 )

سخن درباره حيوانى كه براى زكات گرفته مىشود ، باقى مانده است

( 4 )

مسألهء 1 - حيوان مريض ( به عنوان زكات ) از نصاب حيوانهاى سالم و پير ( به عنوان زكات ) از نصاب جوانها و معيوب از نصاب صحيح گرفته نمىشود

اگر چه جزء نصاب شمرده شود . امّا اگر تمام عدد نصاب مريض باشند و مرض همهء آنها يكى باشد ( مالك ) تكليف نمىشود كه حيوان صحيحى بخرد و دادن يكى از همين مريضها كفايت مىكند . و اگر بعضى سالم و بعضى مريض باشند احتياط واجب - اگر اقوى نباشد - آن است كه يك گوسفند متوسط و صحيحى را بدون ملاحظه كردن نسبت مريض و صحيح آن بدهد . و همچنين گوسفندى كه زاييده تا پانزده روز ( براى زكات ) گرفته نمىشود ، اگر چه مالك آن را بدهد مگر زمانى كه تمام گوسفندهاى نصاب اينچنين باشند . و گوسفند فربه و پروارى كه براى خوردن آماده كرده و گوسفند نرى كه براى تخم‌گيرى گله لازم است ( براى زكات ) گرفته نمىشود ؛ بلكه بنابر اقوى آنها جزء نصاب شمرده نمىشوند اگر چه احتياط مستحب شمارش آنها است . ( 5 )

مسألهء 2 - گوسفندى كه براى زكات گوسفند و شتر و جبران زكات شتر « 1 » ، گرفته مىشود

اگر از
هامش
( 1 ) براى روشن شدن معناى جبران ، به مسأله 4 از مسائل « گفتار نصاب » ، ص 290 ، مراجعه شود .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 23 | السيد الخميني / اسلامى